المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

314

التنبيه والإشراف ( فارسي )

ربيع الاخر سال دويست و سى و هشتم وفات يافت . پس از او پسرش محمد بن عبد الرحمن بن حكم سى و چهار سال و ده ماه و بيست روز حكومت كرد و يك روز مانده از صفر سال دويست و هفتاد و سوم وفات يافت . پس از او پسرش منذر بن محمد ابن عبد الرحمن يك سال و يازده ماه و بيست و سه روز حكومت كرد و نيمهء صفر دويست و هفتاد و پنجم وفات يافت . پس از او برادرش عبد الله بن عبد الرحمن بيست و پنج سال و پانزده روز پادشاهى كرد و در آغاز ربيع الاول سال سيصدم وفات يافت . پس از او نوه‌اش عبد الرحمن بن محمد بن عبد الله بن محمد بن عبد الرحمن بن حكم بن هشام بن عبد الرحمن بن معاوية بن هشام بن عبد الملك بن مروان تا بوقت حاضر كه سال سيصد و چهل و پنجم است ، چهل و پنج سال حكومت كرده و ديارش آباد است و عدل در آن روانست . از اين پدران وى كه نام برديم و ملك اندلس داشته‌اند هيچيك نام امير مؤمنان نداشته‌اند و عنوانشان « بنى الخلائف » بوده است تا وى بحكومت رسيد و بنام امير مؤمنان خوانده شد و نامه‌ها در اين باب از او صادر و فرستاده شد و بر منبرها بنام او بعنوان امير مؤمنان خطبه خواندند و ولايت عهد خويش را از ميان همهء فرزندان به حكم بن عبد الرحمن داده كه آثار لياقت و استعداد حكومت كردن را در او نمودار ديده است . مسعودى گويد : و ما شمه‌اى از اخبار اين احكام اندلس را كه نام برديم ، با تدبيرها و جنگها كه با اقوام مجاور چون جليقيان و جاسقس و وشكنش و قرمانيش و غوطس ( گت ) و فرنگان به خشكى و دريا داشته‌اند با جنگها و فتنه‌ها كه از آغاز فتح طارق وابستهء موسى بن نصير بسال نود و دوم و دوران وليد بن عبد الملك تاكنون در اندلس بوده است تا رفتن طارق وابستهء موسى به آن ديار و كشتن لذريق پادشاه اشبان كه حكومت اندلس داشتند و رفتن موسى بن نصير پس از او و اقوام و عجايبى كه آنجا ديد با خبر ميز طلا و خانه‌اى كه تاج ملوك سابقشان در آن بود همه را در