المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

309

التنبيه والإشراف ( فارسي )

آنگاه خوارج وارد مدينه شدند و سه ماه بر آنجا تسلط داشتند . مروان ، عبد الملك بن محمد بن عطيه سعدى از سعد بن بكر بن هوزان را با چهار هزار كس به جنگ آنها فرستاد كه در وادى القرى مقابل شدند و بلج و بيشتر خوارج كشته شدند و ابو حمزه جان بدر برد و به مكه رفت و عبد الملك از دنبال او رفت و او را با جمعى از يارانش در آنجا بكشت و باقيمانده به عبد الله بن يحيى پيوستند . آنگاه عبد الملك سوى يمن رفت و عبد الله بن يحيى در اطراف صنعا با وى روبرو شد و جنگى سخت كردند كه عبد الله و بيشتر يارانش كشته شدند و اين در همين سال صد و بيست و نهم بود . در خراسان نيز كار ابو مسلم قوت گرفت و نصر بن سيار حاكم مروان را از آنجا برون كرد و قحطبة بن شبيب طايى را با سپاه فراوان بفرستاد كه نباتة بن حنظله كلابى حاكم مروان را در گرگان با قريب سى هزار كس و عامر بن ضباره مرى را در اصفهان با قريب چهل هزار كس بكشت ، سپس با سپاه خود رو به عراق نهاد و يزيد بن عمرو بن هبيره فزارى حاكم مروان بمقابلهء او آمد و بر ساحل فرات نزديك كوفه روبرو شدند كه ابن هبيره كشته شد و قحطبه غرق شد و سياهپوشان بكوفه رفتند و با ابو العباس سفاح بيعت كردند . آنگاه عبد الله بن على بن عبد الله بن عباس عموى سفاح با سپاهى بزرگ بجنگ مروان حركت كرد . مروان نيز با سپاهى فراوان و جماعتى هول‌انگيز و عدهء بسيار حركت كرد و دو گروه بروز شنبه يازده روز مانده از جمادى الاخر سال صد و سى دوم در ولايت موصل بر ساحل زاب روبرو شدند كه مروان شكست خورد و اردوگاه وى بدست حريف افتاد و گروه بسيار از سپاه وى كشته شد و او سوى شام رفت و سپاه بتعقيبش بود ، از آنجا بمصر رفت و بشب يكشنبه سه روز مانده از ذى حجهء همين سال در بوصير اشمونين در صعيد مصر در هفتاد سالگى و بقولى كمتر از اين كشته شد .