المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
253
التنبيه والإشراف ( فارسي )
كه بر دين نصارى و مجوس و يهود مانده بودند سرانه دريافت كنند . درآمد بحرين را پيش پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم آوردند كه هشتاد هزار درهم بود و علاء بن عبد الله بن ضماد حضرمى هم پيمان بنى اميه فرستاده بود . اين اولين مالى بود كه به مدينه ميرسيد و پيغمبر آن را ميان مردم پخش كرد . وقتى پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم مكه را بگشود و قريش فرمانبر او شدند ، همهء عربان به اسلام رو نهادند و فرستادگان عرب از هر طرف از معد و يمن بسوى او ميآمدند و آمادهء مسلمانى بودند . از جمله فرستادگانى كه سوى او آمدند فرستادگان بنى حنيفة بن لجيم بن صعب بن على بن بكر بن وائل از يمامه و يمن بودند كه مسيلمهء كذاب بن ثمامة بن كثير بن حبيب بن حارث بن عبد الحارث بن عدى بن حنيفه مكنى به ابو ثمامه نيز با آنها بود و بنى حنيفه او را با جامهها پوشانيده بود و همين كه بازگشتند مسيلمه دعوى پيغمبرى خود را آشكار كرد . در همين سال سيد و عاقب فرستادگان مردم نجران پيش وى آمدند و تقاضاى صلح كردند و با آنها به نيابت مردم نجران صلح كرد كه هر ساله دو هزار حله و چيزهاى ديگر بدهند . پس از آن پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم پنجم ذى قعده به قصد حج برون شد و شصت قربانى شتر و بقولى بيشتر و يا كمتر همراه داشت . وقتى به محل معروف به سرف رسيد ، بگفت تا مردم جز آنها كه قربانى داشتند نيت عمره كنند . وقتى وارد مكه شد على بن ابى طالب از نجران يمن به قصد حج بيامد . پيغمبر صلى الله عليه و سلم به دو گفت : « چه نيت كردهاى ؟ » گفت : « وقتى احرام بستم گفتم خدايا من همان ميكنم كه بنده و پيغمبر تو خواهد كرد . » گفت : « قربانى دارى ؟ » گفت « نه » ، و پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم او را شريك قربانى خود كرد . او نيز با پيغمبر خدا صلى الله