المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
8
التنبيه والإشراف ( فارسي )
حكيمان هند و ايران و كلدانى گفتهاند فلك طبيعت پنجم است و از طبايع - چهارگانه برون است و گرمى و سردى و ترى و خشكى در آن نيست بلكه جسمى مدور و كروى و ميان تهى است كه بر دو محور ميگردد كه دو قطب است يكى رأس - السرطان و منتهاى بنات نعش است كه طرف جنوب است و ديگر رأس الجدى است كه ستارگانى همانند بنات نعش در آن هست و طرف شمال است و خط استواء در نيمهء فلك است و آن خطى است مفروض ما بين شمال و جنوب بر وسيعترين محل فلك از نقطهء مشرق به نقطهء مغرب . فلك را بوسيلهء دو نقطهء مفروض كه در مركز آن يعنى محل زمين تقاطع مىكند به چهار قسمت كردهاند كه هر قسمت نود درجه است : دو قسمت از يك قطب كه نقطهء شمال باشد آغاز مىشود كه مقابل آن نقطهء جنوب است ، قسمت سوم از نقطهء مشرق آغاز مىشود كه مقابل آن نقطهء مغرب است . و فلك بطور طبيعى پيوسته مىگردد و با گردش فلك و گردش ستارگانى كه در آن هست طبايع متأثر شده و اركان چهارگانه كه آتش و آب و هوا و زمين است بسط مييابد و دو ركن آن كه آتش و هواست به بالا پيوسته و دو ركن ديگر كه آب و زمين است به پائين پيوسته است آنگاه اين طبايع بتأثير مدار و مسير و حركت جواهر علوى و اجرام سماوى حركت مىكند و دو ركن علوى با جنبش طبايع جنبش مىكند و دو ركن سفلى با جنبش دو ركن علوى مىجنبد و بدين سبب بادهاى دوازدهگانه ميوزد و ابرها پديد ميآيد و باران مىبارد و ديگر آثار علوى بدان پيوسته است و آثار سفلى موجود از حيوان و گياه و خشكى و دريائى و جواهر و معادن به آثار علوى پيوسته و همه با هم پيوند دارد و بعضى در بعضى ديگر بالقوه نهفته است تا آثار صنعت و نشانههاى حكمت و دلائل ربوبيت عيان شود و معلولها با علتها مربوط گردد و به لطف صنعت صانع و بدايع حكمت او شهادت دهد و خدا عز و جل فلك بالا را كه فلك استواست با فلكهاى ديگر كه داخل آنست پديد