المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
237
التنبيه والإشراف ( فارسي )
بشر بن براء بعيادت او آمده بود گفت « مادر بشر ! حالا ميفهمم كه ابهرم از همان لقمه كه در خيبر با پسر تو خوردم قطع شده است . » بطورى كه سلمة بن فضل از محمد بن اسحاق از مروان بن عثمان بن ابى سعيد بن معلى نقل كرده مسلمانان عقيده داشتند پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم كه خدايش به پيغمبرى برترى داده بود شهيد مرده است . مسعودى گويد ابو عبيد قاسم بن سلام در كتاب غريب الحديث آورده كه او صلى الله عليه و سلم فرموده بود : « تأثير لقمهء خيبر هر ساله عود ميكرد و حالا ابهر مرا قطع كرد » . ابو عبيد در توضيح اين سخن آوردهاست كه ابهر رگى است در داخل پشت كه قلب بدان پيوسته است و چون ببرد زندگى نماند . وقتى مردم فدك بدانستند كه به مردم خيبر چه رسيده و كسانى كه با پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم صلح كردهاند سالم مانده و قرار مساقات دادهاند كس فرستادند و از او خواستند كه خونشان را نريزد و اموال خود را به دو واگذارند . بدين جهت فدك خاص پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم بود زيرا مسلمانان بر سر آن نجنگيده بودند . پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم از خيبر به وادى القرى رفت و چند روز مردم آنجا را محاصره كرد تا به زور گشوده شد . مردم تيما نيز دشمنان پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم بودند . سران آنها از خاندان سموأل بن عادياء بن حيا بن رفاعة بن حارث بن ثعلبة بن كعب بن عمرو مزيقياء بن عامر بودند . سموأل يكى از جوان - مردان عرب و صاحب قلعهء معروف ابلق الفرد بود كه اعشى بن قيس بن ثعلبه ضمن ستايش شريح بن سموأل از آن ياد كرده گويد : « محل او در ابلق الفرد تيماست ، قلعهاى استوار و همسايهاى وفادار است » . وقتى مردم تيما از آنچه به مردم وادى القرى رسيد خبر يافتند . با پيغمبر