المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
228
التنبيه والإشراف ( فارسي )
بطن مر فرود آمديم خزاعه بدستهها از ما جدا شد » . مردم بنى المصطلق بر سر آب معروف به مريسيع بودند كه در راه فرع است و از فرع تا مدينه هشت منزل است . با آنها بجنگيد و كشتار كرد و اسير و غنيمت گرفت . از جمله اسيران جويريه دختر حارث بن ضرار سالار بنى المصطلق بود كه بيكى از انصار رسيده بود و با او قرار مكاتبه گذاشت . پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم مال الكتابه را بپرداخت و او را بزنى گرفت و ببركت او مردم باقيمانده اسيران را آزاد كردند . پيغمبر بمدينه كه زيد بن حارثه آزاد شدهء خود را آنجا نيابت داده بود بازگشت و غيبت او دوازده روز بود . در همين سفر عايشه گردن بند خود را گم كرد و دروغزنان دربارهء او گفتند آنچه گفتند و اينان مسطح بن اثاثة بن عباد بن مطلب بن عبد مناف پسر خاله و نانخور ابو بكر ، و حسان بن ثابت بن منذر بن حرم بن عمرو بن زيد مناة بن عدى بن عمرو بن مالك بن نجار ، تيم الله بن ثعلبة بن عمرو بن خزرج ، و عبد الله بن ابى بن سلول كه قسمت بيشتر را به عهده داشت ، و حمنه دختر جحش بن رئاب بودند . كسى را كه نام ميبردند ، صفوان بن معطل سلمى عقبدار اين سفر بود . وقتى برائت عايشه نازل شد پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم يكى هشتاد تازيانه به آنها زد مگر عبد الله بن ابى بن سلول كه تازيانه نخورد . عبد الله بن رواحه و بقولى كعب بن مالك در اين باب گويد : « حسان و حمنه و مسطح كه ناسزا گفتند ، آنچه را حقشان بود چشيدند . دربارهء همسر پيغمبر خود ندانسته سخن كردند و خشم خداوند دربارهء آنها بزرگ بود » . آيهء تيمم در همين سفر نازل شد و در چگونگى تيم ميان متقدمان و متأخران اختلاف است . پس از آن او صلى الله عليه و سلم بجنگ خندق رفت كه جنگ احزاب بود و قريش و غطفان و سليم و اسد و اشجع و قريظه و نضير و ديگر يهودان كه جمعشان