المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
209
التنبيه والإشراف ( فارسي )
ابن شجنة بن جابر بن زرام بن ناصرة بن قصية بن نصر بن سعد بن بكر بن هوازن دادند كه شيرش دهد و او از شير فرزندان خود عبد الله و شيما و انيسه كه فرزندان حارث ابن عبد العزى بن رفاعة بن كلان بن ناصرة بن قصية بن نصر بن سعد بن بكر بودند ، او را شير داد . شيما همان بود كه وقتى پيغمبر صلى الله عليه و سلم بدوران كودكى بر دوش او بود گازش گرفت . وقتى طايفهء هوازن در حنين شكست خورد و پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم اموال و كسان آنها را به تصرف درآورد ، شيما پيش وى آمد و كمك خواست ، قضيه را بيادش آورد و جاى گاز را نشان داد كه او عليه الصلاة و السلام آن را بشناخت و اين يكى از علل آن بود كه پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم و ديگر بنى هاشم و بنى عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف آنچه را از اين اسيران بدستشان بود پس دادند و اصحاب نيز وقتى اين رفتار او عليه الصلاة و السلام را بديدند ، آنچه را بدستشان بود پس دادند . او صلى الله عليه و سلم چهار سال بعنوان رضاع پيش آنها بود ، سال پنجم حليمه او را به مادرش آمنه پس داده بسال هفتم مولدش ، مادرش او را پيش خالگان جدش عبد المطلب بن هاشم از بنى عدى بن نجار بمدينه برد . مادر عبد المطلب سلمى دختر زيد بن عمرو بن لبيد بن حرام بن خداش بن جندب بن عدى بن نجار بود . در اين سفر مادر وى عليه الصلاة و السلام در ابواء وفات يافت و ام ايمن كه مادر اسامة بن زيد بن حارثه بود او را به مكه آورد . بسال هشتم مولد وى ، جدش عبد المطلب درگذشت و ابو طالب او را بخانهء خود برد و در پناه وى بود تا سيزده ساله شد و همراه ابو طالب براى تجارت به شام رفت كه بحيراى راهب او را بديد و پيغمبرى او را مژده داد و نشانههاى آن را وانمود چنان كه از پيش در همين كتاب گفتيم .