المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

205

التنبيه والإشراف ( فارسي )

و آنچه دربارهء تأثير و خواص ستارگان هفتگانه خورشيد و ماه و پنج ديگر در اديان و نواحى و حيوان و گياه و غيره گفته‌اند . و علت اختلاف زبانها و رنگهاى مردم در معمورهء زمين و علت اينكه در اقليم اول در گرماى تابستان باران مىبارد و جاهاى ديگر نميبارد . و مطالبى كه دربارهء ندرت بارش در بعضى جاها چون فسطاط مصر و جاهاى ديگر گفته‌اند كه اين بسبب آنست كه شمال مصر كوههاى بلند ندارد و بيشتر بخارى كه از جانب درياى حبشه سوى آن روان مىشود كوههاى بجه چون المقطم و كوههاى مجاور حايل آن مىشود بسوى شام و عراق ميرود ، در جنوب مصر نيز دريا نيست و بخارى كه از آن طرف ميآيد كمتر از آنست كه از جانب درياى حبشه سوى شام و عراق ميرود . جريان نيل نيز به جنبش هوا از جنوب بشمال كمك مىكند و بخار از جنوب به مناطق شمالى ميرسد كه به علت كمى عرض و مجاورت دريا بسيار گرم است . زيرا از جهت مشرق بدرياى حبشه و از جهت شمال بدرياى اسكندريه يعنى درياى روم است بدين جهت هوا گرم است و بخارى كه بدانجا ميرسيد غليظ نمىشود مگر وقتى كه بدرياى اسكندريه برسد و با بخار آن بياميزد و با هم از سمت شمال به طرف ولايت اروفى عبور كنند و چون بدانجا رسد از كوههاى مرتفع و برودت هوا محصور شود و سيلان يابد و در آن نقاط شمالى به صورت باران شود ، بدين جهت مردم مصر باران ندارند . و نيز نيل هنگام فزونى ، ديار مصر را بگيرد و چون كم شود به مسير خود برگردد و زمين از بس آب كه بر آن بماند آب فراوان به خود گيرد و بخارها كه هر روز از گرماى خورشيد از زمين برخيزد بسيار باشد و چون شب درآيد گرماى آن از آنچه هنگام تابش خورشيد بوده كمتر شود و بخار آب شود و بهنگام شب سيلانى خفيف شود كه نه غليظ است و نه محدود و به صورت شبنم به زمين فرود آيد و علتهاى ديگر