المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
166
التنبيه والإشراف ( فارسي )
اقوام آنها و بيست و چهار كتابى كه يهود و نصارى دربارهء آن متفقند و يهودان آن را كتب جامعه و نصارى كتب صورت يعنى قديم گويند كه دوازده كتاب كوچك و دوازده كتاب ديگر بزرگ است ، و عنوان كتب انبيا نيز بدان دادهاند كه از جمله پنج سفر تورات است و نصارى در كليساهاى خود جز سفر اول تورات را كه مربوط به خليقت است نميخوانند ، و ديگر چيزها كه پيش و پس از آن بوده است سخن آوردهايم . و هم اخبار عربان نابود شده را چون عاد و عبيل دو پسر عوص بن ارم بن سام بن نوح با ثمود و جديس دو پسر عابر بن ارم بن سام با عمليق و طسم دو پسر لاوذ بن ارم بن سام بن نوح با و بار بن اميم بن لاوذ بن ارم بن سام بن نوح با جرهم بن قحطان بن عابر بن شالخ بن ارفخشد بن سام و عبد بن ضخم بن عبس بن هرم بن عابر بن ارم بن سام و غيره با قصهء پراكنده شدنشان از سرزمين عراق پس از اغتشاش و تفرقه زبانها با حكايت مجدل و شعرى كه هر گروه مىخواندند ، و اخبار عرب باقيمانده از معد و قحطان و انسابشان و اخبار ملوكشان با اخبار ملوك حمير از تبع و غيره و اختلافى كه در شمارشان هست و اينكه گفتهاند آنها هفتاد تبع بودهاند و گفتهء عبد الرحمن بن حسان بن ثابت يا نعمان بن بشير انصارى را شاهد آوردهاند كه گويد : « ما از بين قحطان هفتاد تبع داشتهايم كه عجمان خراجگزار آنها بودهاند » ، و آنها كه كمتر و بيشتر از اين گفتهاند با علت تسميهء تبعان ، و اينكه گفتهاند عنوان تبع كسى داشته كه يمن و حضرموت اطاعت او مىكردهاند ، و آنكه گويد پادشاه را بتشبيه سايهاى كه در آن جاى گيرند تبع گفتهاند كه تبع در لغت بمعنى سايه است زيرا شاهان نيكبخت سايه و پناهگاه رعيت بودهاند ، و گفته ليلى جهنى يا سعدى جهنى را شاهد آوردهاند كه تبع را بمعنى سايه آورده است ، و معانى ديگر كه گفتهاند و اخبار تبعانى كه در جهان رفته و مملكتها گشودهاند با وصيتها و فرمانها و حكميتها و جنگهاشان از حمير كه عرنجج