المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

162

التنبيه والإشراف ( فارسي )

اسلام است . و پنج بند ديگر آن سوى خليج و پيوسته به قسطنطنيه است : يكى بند طابلاست كه قسطنطنيه جزو آنست ، از طرف مشرق به خليج كه از درياى خزر بدرياى شام ميرسد و از طرف قبله به درياى شام و از مغرب بديوارى كه از درياى شام تا درياى خزر كشيده شده محدود است . نام اين ديوار مقرون تيخس يعنى ديوار طولانى است ، درازى آن چهار روز راه است و از آنجا تا قسطنطنيه دو روز راه است . بيشتر اين ولايت املاك شاه و بطريركان و مرتع چهارپايان است . و ديگر بند تراكيه و بند مقدونيه و بند بلبونيسه يعنى جزاير بسيار و بقولى شهرهاى بسيار است اين بند در مغرب قسطنطنيه است و شهرهاى خرقيديه و مثونيه و قرنتو در اين بند است و هم اثينس شهر ارسطاطاليس پسر نيقوماخس و ثاوفرسطس در آنجاست و خانه ارسطاطاليس تاكنون در آنجا معلوم و محترم است . و آخرين بند سالونيكه است كه لاون غلام زرافه آن را بسال دويست و نودم و دوران خلافت مكتفى از راه دريا بگشود . سالونيكه شهرى بزرگ است و پيش از قسطنطنيه بنا شده و اسكندر پسر فيليپس شاه آن را بنا كرده است . از پس سال سيصد و بيستم طايفه برغر و ديگر قبايل صحرانشين ترك از بجناك و بجنى و بجگرد و نوكبرده كه بانتساب شهر ولندر كه در اقصاى در بندهاى روم است ولندرى نام دارند بر بيشتر اين پنج بند استيلا يافته و خيمه زده و راه قسطنطنيه به روميه را كه نزديك چهل روز راه است بسته‌اند و بيشتر آباديها را ويران كرده‌اند و تاخت و تاز ايشان تا قسطنطنيه پيوسته است و بوقت حاضر مردم قسطنطنيه جز از راه دريا به روميه نتوانند رسيد . ماوراى قسطنطنيه تا روميه مسافت چندين روز راه آباد است . و ما در كتاب فنون المعارف و ما جرى فى الدهور السوالف علت مهاجرت اين قبايل ترك را از مشرق و آمدنشان به اين نواحى و جنگها كه با تركان غز و خرلخ