المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
157
التنبيه والإشراف ( فارسي )
و فرستادگانى كه بحضور سلطان ميآيند خبر ميرسد ، تاكنون در آن جزيره مانده است . بدين سان پادشاهى بر قسطنطين راست شده و بقيهء ايام مقتدر و دوران قاهر و راضى و متقى و مستكفى و تا اين وقت از خلافت مطيع را بپادشاهى گذرانيده است . مسعودى گويد : و ما خبر كسانى را كه پيش از استيلاى ارمانوس بر ضد قسطنطين قيام كردند در كتاب فنون المعارف و ما جرى فى الدهور السوالف آوردهايم مانند قسطنطين پسر اندرونقس كه ملقب به دوقاس بود و پدرش اندرونقس كه فرمانده سپاه اليون پادشاه روم بود از ناحيه طرسوس به مكتفى پناه آورد و بسال دويست و نود و چهارم به مدينة السلام رسيد و بدست مكتفى مسلمان شد و پس از آن بمرد . و اين پسرش از راه جبل و ارمينيه و آذربايجان بگريخت و كسان و يارانش فراوان شدند و او به قسطنطنيه رفت و با قسطنطين پسر اليون بر سر پادشاهى بكشاكش پرداخت و نزديك بود كار او سامان گيرد ولى دستپروردگان قسطنطين به دو حمله بردند و خونش بريختند و اين بسال سيصد و يكم بود و مانند قرقاس برادر دمستق بارزوس پسر فقاس كه در وقت حاضر با ابو الحسن على بن عبد الله بن حمدان بن حمدون بن حارث عدوى عدى بن اسامة بن مالك بن بكر بن حبيب بن عمر بن غنم بن تغلب امير ولايت حمص و قنسرين و دربندهاى شام و جزيره و ديار مضر و ديار بكر با او بجنگ است و جنگهاى پياپى مىكند . قرقاس در پادشاهى طمع بست و او را بگرفتند و ميل كشيدند . و ما سرگذشت و اخبار اين پادشاهان را با جنگهائى كه با اقوام ديگر داشتهاند و شهرها كه ساختهاند و ولايتها كه پديد آوردهاند و معبدها كه بدوران حنيفيگرى و كليساها كه بدوران نصرانيت ساختهاند و حوادثى كه در ايامشان بوده است با دين و طرق تدبيرشان تا وقت حاضر و اختلافى كه در شمار و مدت ملكشان هست و جنگها و لشكركشيها و حيلهها و خدعهها كه با ملوك ايران و اقوام ديگر