المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

156

التنبيه والإشراف ( فارسي )

جنگ و وصول خراج و پرداخت مقررى سپاه بعهدهء شاه است و اموال اوقاف و مخارج كليسا و ديرها و اسقفان و راهبان و امثال آن كه مربوط بدين است بعهدهء بطريرك است و او نيز همانند شاه در هر ولايت عاملى دارد . بطريرك گوشت نميخورد و زن نمىبيند و شمشير نمىبندد و بر اسب نمىنشيند و چون بخواهد سوار شود بر خرى سوار شود و همانند زنان دو پاى خويش را از يك سو بياويزد . ديگر پسران ارمانوس ، اخرصطفورس و اصطفن و قسطنطين بودند كه همگى را شاه خطاب مىكردند . ارمانوس دختر خود « النا » را به قسطنطين داد و او را نيز ملكه خطاب مىكردند . قسطنطين شاه از النا پسرى آورد كه او را ارمانوس ناميد كه هم اكنون وليعهد و نامزد پادشاهى پس از اوست . اخرصطفورس بمرد و دو برادرش قسطنطين و اصطفن بماندند و تا حدود سيصد و سى ام هجرى كار بدين منوال بود و پسر ارمانوس با قسطنطين پسر لاون توطئه كردند كه پدرشان ارمانوس را از پادشاهى بر كنار كنند تا كار پادشاهى بر ايشان راست شود . بدين جهت روزى با گروهى پيش وى رفتند و او را بگرفتند و به ديرى كه خود او در جزاير نزديك قسطنطنيه بنا كرده بود فرستادند . دو پسر وى در حدود چهل روز با قسطنطين بودند و مىخواستند او را بكشند و بر پادشاهى تسلط يابند . وى از قصد ايشان خبر يافت و پيشدستى كرد ، آنها را با خود به غذا نشاند و بوسيلهء عده‌اى از خواص خويش كه از پيش آماده كرده بود آنها را بگرفت و جدا جدا به دو جزيرهء دريا تبعيد كرد ، يكى از آنها يعنى قسطنطين نگهبان را بكشت و از ياران خود و مردم جزيره خواست كه از او اطاعت كنند . آنها نيز وى را بكشتند و سرش را پيش قسطنطين شاه بردند كه از مرگ وى سخت بناليد . ارمانوس چهار سال پس از آنكه راهب شد درگذشت و اصطفن بطوريكه بما كه در فسطاط هستيم بوسيلهء بازرگانانى كه در كشتى از قسطنطنيه ميرسند