المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
153
التنبيه والإشراف ( فارسي )
جنگهاى بزرگ رخ داد و توفيل عقب نشست و سرخ جامگان و خرميان كه همراه وى بودند از خطر محفوظش داشتند . اين گروه سرخ جامگان و خرميان هزاران تن بودند كه وقتى اسحاق بن ابراهيم بن مصعب طاهرى با آنها بجنگ برخاست از ناحيه آذربايجان و جبال به توفيل پناه برده بودند . پس از آن افشين به معتصم پيوست و با وى نزديك عموريه فرود آمد . حسين بن ضحاك خليع باهلى ضمن قصيدهاى دراز كه در مدح ابو الحسن افشين آورده در اين باب گويد : « خداوند به ابى حسن عزتى داده كه از ستون محكم استوارتر است و همهء افتخارات ديگر از آنچه او براى فرزندان كاوس شاهان عجم پديد آورده كمتر است . توفيل ضربت سخت خورد و جمع او پراكنده شد . » و هم ابو تمام در قصيدهاى كه بمدح معتصم آورده از فتح عموريه ياد كرده و مطلع آن چنين است : « شمشير از كتابها راستگوتر است و دم شمشير ، بازى را از كار جدى امتياز ميدهد . » در آن قصيده از او ياد كرده گويد : « آن دم كه توفلس جنگ را معاينه ديد و جنگ از مايهء كلمهايست كه بمعنى غيظ كردن و خون خوردن است » . و هم حسين بن ضحاك در شعرى دراز خطاب به معتصم گويد : « از آنقره اثرى نگذاشتى و عموريهء بزرگ را اشغال كردى . اگر توفيل از سرگذشت خود به شك اندر است بايد او را معذور داشت . » و هم او گويد : « بنى عيص و روزگارشان فنا مىشود ولى يادگار روزگار تو فناپذير نيست اى خدائى كه بابك را مغلوب كردى ، توفيل آنها را نيز كيفر بده . » اين شواهد را از آن رو نقل كرديم كه بعضى بىخبران از سرگذشت و ايام ملوك پنداشته اند آنكه با افشين جنگ كرد و فتح بزرگ عموريه در ايام وى بود ، نقفور معاصر هارون الرشيد بود . آنچه ما گفتيم معروفتر و واضحتر است زيرا از حوادثى است كه از فرط شهرت همه ميدانند ، معذلك حكم ضرورت ما