المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
149
التنبيه والإشراف ( فارسي )
كرد و در اول سال پادشاهى سليمان بن عبد الملك در گذشت . سى و دوم ، نسطاس پسر فيلبقوس ، سه ماه با وجود اختلافات فراوان پادشاهى كرد سپس خلع و تبعيد شد . سى و سوم ، تيدوس ملقب به ارمنى ، آغاز پادشاهى وى در همان سالى بود كه بيعت سليمان بن عبد الملك انجام گرفت و سليمان برادر خود مسلمه را از خشكى و دريا بجنگ قسطنطنيه فرستاد و اين بسال نود و هفتم بود . مسلمه يكصد و بيست هزار جنگاور داشت و فرمانده نيروى دريائى مسلمانان عمر بن هبيرهء فرازى بود . يكى از بطريركان بنام اليون پسر قسطنطين مرعشى به مسلمه پيوست و تعهد كرد او را بر ضد مردم قسطنطنيه راهنمائى كند مسلمه به او اعتماد كرد و از خليج گذشت و قسطنطنيه را محاصره كرد مردم قسطنطنيه كس پيش مسلمه فرستادند كه هديه دهند و او نپذيرفت . اليون با او خدعه كرد ، با آنها مكاتبه كرد و سويشان رفت و با بطريرك صاحب كرسى قسطنطنيه و رئيس دين و ديگر بطريركان سپاهى و زمامداران خلوت كرد و از آنها خواست كه پادشاهى به دو دهند تا كارشان را سامان دهد و مسلمه را از آنجا بازگرداند و از ناتوانى تيدوس در مقاومت مسلمه سخن آورد . آنها نيز پذيرفتند اليون پيش مسلمه بازگشت و گفت كه مردم شهر باطاعت او در آمدهاند و تقاضا كرد كمى از آنها دور شود و محاصره را بردارد تا مردم مطمئن شوند ، او نيز چنين كرد . اليون به قسطنطنيه بازگشت و پادشاه شد و تاج بسر گذاشت و بگفت تا همهء آذوقهاى را كه مسلمه براى سپاه خود فراهم آورده بود به شهر بياورند وقتى مسلمه خبر يافت بدانست كه فريب خورده است و محاصره را از سر گرفت و بجنگ بازگشت اما كار بر سپاه مسلمه سخت شد كه آذوقه آنها از دست رفته بود . در اين اثنا عمر بن عبد العزيز بخلافت رسيد و به مسلمه نوشت و تأكيد كرد كه باز گردد و او نيز بخلاف ميل خود پس از گفتگوها