المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
148
التنبيه والإشراف ( فارسي )
بيست و ششم ، قسطنطين پسر قسطا ، سه سال پادشاهى كرد كه مطابق بقيهء ايام معاويه و دوران يزيد و مروان بن حكم و قسمتى از دوران عبد الملك بن مروان بود . بيست و هفتم ، اسطنيانس ملقب به بينى بريده ، بدوران عبد الملك نه سال پادشاهى كرد ، پس از آن خلع شد و بينى او را بريدند و رگ زير زبانش را قطع كردند تا گنگ شود ولى گنگ نشد سپس او را بيكى از جزيرهها بردند كه از آنجا گريخت و بپادشاه خزر پيوست و از او كمك خواست و در آنجا زن گرفت اما به منظور نرسيد و از آنجا پيش طرفلا پادشاه بر جان رفت . بيست و هشتم ، اولنطس و بقولى لونطس ، بدوران عبد الملك سه سال پادشاهى كرد ، آنگاه به پادشاهى بى رغبت شد و اظهار ناتوانى كرد و بدير پيوست و راهب شد . بيست و نهم ، ابسيمر معروف به طرسوسى ، در ايام عبد الملك هفت سال پادشاهى كرد پس از آن اسطنيانس بينى بريده بهمراه طرفلا ، شاه بر جان ، كه سپاهى فراوان بكمك او آورده بود بيامد و با ابسيمر جنگها داشت كه شرح آن دراز است و در كتاب اخبار الزمان و من ابادة الحدثان من الامم الماضية و الاجيال الخالية و الممالك الداثره آوردهايم . در نتيجه اسطنيانس بر پادشاهى غلبه يافت و ابسيمر را خلع كرد و كار بر او راست شد و اين بسال اول پادشاهى وليد بن عبد الملك بود . وى در پادشاهى دوم خود سى امين ملوك روم بود و با طرفلا ، شاه بر جان ، شرط كرده بود كه اگر بپادشاهى بازگشت هر ساله باجى براى او بفرستد و چنين ميكرد . با روميان ستم بسيار كرد و دست بخونريزى گشود و بسيارى از سران و بطريركان را بكشت . آنها نيز بر كشتن او هم سخن شدند و خونش بريختند ، پادشاهى دوم او دو سال و نيم بود . سى و يكم ، فيلبقوس ، در دو سال و شش ماه باقيماندهء دوران ، وليد ، پادشاهى