المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

128

التنبيه والإشراف ( فارسي )

او انوشيروان پسر قباد ، پادشاه ايران ، در يكى از جنگها در اين محل فرود آمد و در اين ناحيه نهرى روان كرد و آسياها بر آن نصب كرد . ميخواست اين نقطه از خليج را با سنگ و كيسه‌هاى شن پر كند و از روى آن بگذرد اما از شدت جريان آب از درياى خزرى بدرياى رومى كه همان درياى مصر و شام است اين كار ميسر نشد . گذرگاه دوم را افقاطى گويند و از گذرگاه اول سى ميل فاصله دارد . عرض آن از ساحل بساحل نه ميل است و سپاه روم كه خواهد سوى دار الاسلام رود از اينجا ميگذرد . گذرگاه سوم معروف به سنكره است و از گذرگاه افقاطى در حدود سى ميل فاصله دارد . عرض اين گذرگاه دوازده ميل است و نزديك شهر نيقيه است . گذرگاه چهارم بنام فيلاس معروف است و با گذرگاه سنكره در حدود هشت ميل فاصله دارد . عرض گذرگاه از ساحل بساحل ديگر كه بندر تراكيه است در حدود چهل ميل است و اسيران روم را كه خواهند مبادله كنند از اين گذرگاه به لامس آرند كه اين گذرگاه پهناور است و اسيران را بوسيلهء آن بيمناك كنند . گذرگاه پنجم معروف به لبادو است و با گذرگاه فيلاس در حدود بيست ميل فاصله دارد و پهناى گذرگاه از ساحل بساحل كه بندر تراكيه است در حدود بيست ميل است . و بدوران اسلام سه تن امير كه پدرانشان شاه و خليفه بود ، قسطنطنيه را از اين گذرگاه محاصره كردند . اوليشان يزيد بن معاوية بن ابى سفيان بود . دومى مسلمة بن عبد الملك بن مروان و سومى هارون الرشيد بن مهدى بود . گذرگاه ششم بنام ابدو معروف است و دهانهء خليجى است كه بدرياى مصر و شام ميريزد و آغاز آن از درياى مايطس موسوم به خزرى است . عرض خليج در آغاز در حدود ده ميل است و شهر رومى مسناة آنجاست و كشتيهاى كوذكانه و ديگر اقوام روس را كه از اين دريا آيد جلوگيرد و روميان مردم روس را روسيا گويند