المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
123
التنبيه والإشراف ( فارسي )
مسعودى گويد : و ما در كتاب الاستذكار لما جرى فى سالف الاعصار كه اين كتاب از پى آن است ، ضمن اخبار ملوك روم از اختلاف كسان دربارهء اصحاب كهف و رقيم و محل آنها و اينكه آيا اصحاب كهف همان اصحاب رقيم بوده يا غير آنها بودهاند و سخن آنها كه گفتهاند رقيم در هوته از ولايت خارمى از قلمرو روم ما بين عموريه و نيقيه است و اينكه چگونه خورشيد بهنگام طلوع و غروب از كهف ايشان مايل مىشود با شرح و توضيح علت آن و فرستادن الواثق محمد بن موسى بن شاكر منجم را به آنجا و چيزها كه او ديد ، از همه اينها سخن آوردهايم . مسعودى گويد : كسانى كه به هيئت فلك و علم نواحى و آفاق و تأثيرات اجسام سماوى در اين جهان علاقه دارند دربارهء اينكه خورشيد بهنگام طلوع و غروب از كهف ايشان كه در شمال است مايل مىشود سخن بسيار دارند ، از جمله اينكه در همهء ولايتهاى شمالى كه خارج از مدار سرطان است در هر شهرى كه عرض آن بيش از بيست و چهار درجه است هر خانهاى كه در آن رو بشمال باشد وقتى خورشيد طلوع كند از راست در برآيد و چون به ميان آسمان رسد پشت خانه باشد و چون غروب كند در جهت شمالى فرو رود و اين ناحيه كه كهف در آنست در اقصاى شمال است و در كهف رو بشمال است . اينان گفتهاند شهر افسوس كه شهر اصحاب كهف است جزو اقليم پنجم است و طول آن در جهت مغرب پنجاه و هفت درجه و عرض آن هشتاد و هشت درجه است . ممكن است خدا عز و جل اين كهف را براى آنها رو بشمال و بدينسان كه گفتيم خلق كرده باشد تا محترمشان بدارد و آنها را آيت جهانيان كند . خداوند عز و جل از اين قضيه خبر داده و فرموده : و خورشيد را ببينى كه چون برآيد از غارشان به طرف راست مايل شود و چون فرورود بجانب چپشان بگردد و ايشان در فراخناى غارند ، اين از آيههاى خداست ، هر كه را خدا هدايت كند هدايت يافته اوست و هر كه را گمراه كند