المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
پيشگفتار 12
التنبيه والإشراف ( فارسي )
در دست نيست . اينك مسعودى را فقط به عنوان مورخ ، يكى از بزرگترين مورخان اسلامى ، مىشناسيم و اين همه مديون دو كتاب گرانقدر او - مروج الذهب و التنبيه الاشراف - است . ابن خلدون او را پيشواى مورخان - امام المورخين - وفن كريمر - محقق آلمانى - وى را هرودوت عرب ناميدهاند . مسعودى مروج الذهب را در سال 332 ق تأليف كرد و در سال 336 ق در آن تجديد نظر نمود . مروج الذهب در 132 باب تدوين شده و به دو بخش قبل و بعد از اسلام تقسيم گشته است . بخش نخست از خلقت جهان و توصيف زمين و ذكر سرزمينها و درياها و رودها و كوهها آغاز مىشود و تاريخ انبياء و اخبار ملتها را از يهود و مسيحى و هندى و ايرانى و يونانى و رومى و عرب باز مىگويد و بخش دوم از ولادت پيامبر اسلام ( ص ) آغاز مىگردد و تاريخ بعثت و هجرت و خلفاى راشدين و اموى و عباسى را تا سال 336 بيان مىكند . شيوايى بيان و قدرت توصيف به اين اثر جايگاهى بىنظير در ميان كتابهاى تاريخى بخشيده است . كتاب التنبيه و الاشراف آخرين اثر مسعودى و اوج كار اوست . اين اثر را نويسندگان اروپائى ، « آواز قو » ى مسعودى ناميدهاند ، آخرين و نيز زيباترين و كوتاهترين آوازى كه مىگويند قو - اين پرنده پاك سپيد - قبل از مرگش سر مىدهد و با اتمام آن زندگى را بدرود مىگويد . مسعودى نيز در همان سال تأليف اين اثر - سال 345 ق - درمىگذرد . بهترين و در عين حال فروتنانهترين توصيف و ارزيابى را مسعودى خود درباره آثارش بيان كرده است : « آنچه را كه در اين كتاب هست به سالهاى دراز با كوشش و رنج بسيار و سفرهاى مكرر و گردش در ولايتهاى شرق و غرب و بسيارى ممالك غير مسلمان فراهم آوردهايم . پس هر كه اين كتاب ما را بخواند بديدهء محبت در آن نگرد و بزرگى كند و خطاهايى را كه از تغيير ناسخ و تحريف نويسنده در آن آمده اصلاح نمايد ، دربارهء من نسبت علم و حرمت ادب و لوازم درايت را رعايت كند كه كار من در نظم و تأليف اين كتاب چون كسى بوده كه گوهرهاى پراكندهء گونهگون يافته و آن را به رشته كشيده و جويندگان را گردنبندى گرانبها