المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

85

التنبيه والإشراف ( فارسي )

در بندها هستند . جمعى از متأخران و مطلعان كرد كه بعضى از آنها را در اين ولايتها ديده‌ايم گويند كه اينها از فرزندان كرد بن مرد بن صعصعة بن حرب بن هوازن هستند . بعضى از آنها نيز گويند كه از فرزندان سبيع بن هوازن هستند اما به نظر نسب شناسان مضر ، حرب و سبيع بلا عقب بودند و باقيماندهء هوازن از نسل بكر بن هوازن است . بعضى از كردان نيز بر اين رفته‌اند كه از قوم ربيعه و از بكر بن وائل هستند و بروزگار قديم بسبب جنگها كه ميانشان بوده است بسرزمين عجمان افتاده و ما بين آنها پراكنده شده‌اند و زبانشان بگشته و طايفه‌ها و قبيله‌ها شده‌اند . مسعودى گويد : و ما در كتابهاى سابق خويش از ساير صحرانشينان و كوه‌نشينان مشرق و مغرب و شمال و جنوب از عرب و كرد و جت و بلوچ و كوچ يعنى مردم قفص كه در ولايت كرمانند و بربران افريقيه كه قبايل كتامه و زويله و مزاته و لواته و هواره و صنهاجه و اوربه و لمطه و ديگر طوايف بربر و اقوام فيره و بجه و ساير اقوام صحرانشين از همهء اينها ياد كرده‌ايم . گويند از پس منوشهر سهم ، پسر امان پسر اثفيان پسر نوذر پسر منوشهر شصت سال پادشاهى كرد . پس از آن فراسيات ترك دوازده سال پادشاهى كرد . آنگاه زو بر او غلبه يافت و سه سال پادشاهى كرد . گرشاسب نيز سه سال پادشاهى كرد . ذكر طبقهء سوم از ملوك قديم ايران كه كيانيان يعنى عزيزان بودند اول آنها كيقباد يكصد سال و بيست سال پادشاهى كرد و كيكاوس صد سال و پنجاه سال و كيخسرو شصت سال و كىلهراسب صد سال و بيست سال و كىبشتاسب نيز صد سال و بيست سال . بسال سى ام پادشاهى وى زرادشت پسر پورشسب پسر اسپيمان دين مجوس را به وى عرضه داشت كه آن را پذيرفت و مردم ممالك خود