غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

82

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

مختلف بر رسيدم ، كتابى كاملتر از كتاب ديوسكوريدس نديدم . يحياى نحوى اسكندرانى او را در كتاب تاريخ خود ستوده و گفته است كه صاحب نفس زكيه بوده و براى مردم بسى سودمند بوده است . و نيز گويد كه او در بلاد عالم سير كرده و علم آموخته و بسيارى از ادويهء مفرده را از بيابانها و جزيره‌ها و درياها ، خود گرد آورده و تصوير آنها را كشيده است . در كتاب مجسطى آمده است كه ميان رصد ابرخس « 241 » و بطلميوس در باب استواء ربيعى دويست و پنجاه و هشت سال است و اين دليل است كه او معاصر ديوسكوريدس بوده است . او بر حكماى متقدم و متأخر تفوق يافت و در دانش رصد كردن ستارگان بر همه برترى جست . بطلميوس كلاوديوس « 242 » از كتابهاى او فايدهء بسيار برده و بر رصدهاى او اعتماد كرده است . از كتابهاى ديوسكوريدس تنها يك كتاب در اسرار كواكب به دست ما رسيده است و كيفيت تحوّل ممالك دنيا از آن دانسته مىشود . بطلميوس [ نهم ] آلكساندر او برادر فوسكوس بود كه به قبرس گريخت . دو سال پادشاهى كرد . در سال چهارم پادشاهىاش بر كوزيكنوس پادشاه شام ظفر يافت و او را زنده در آتش بسوخت و خود يك سال بر شام حكومت راند . پس از او فيليفوس دو سال پادشاهى كرد و چون در قتل كوزيكنوس همكارى كرده بود مردم از او گريزان بودند و شاميان در طاعت پادشاهان روم درآمدند در روزگارى كه هنوز آنان را قيصر نمىناميدند . شاميان در طاعت بطالسه نيز در نيامدند . زيرا از آنان ، به دليل رفتارى كه با پادشاهشان كوزيكنوس كرده بودند ، نفرت داشتند . بطلميوس [ دهم ] فوسكوس « 243 » او را سوتر مىناميدند . از قبرس به مصر بازگشت و با برادر خود آلكساندر به نزاع پرداخت و او را بند بر نهاد و پس از او هشت سال ديگر پادشاهى كرد . سپس از دنيا برفت و ديونوسيوس پسرش به جاى او قرار گرفت .