غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

78

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

بطلميوس [ دوم ] فيلادلفوس يعنى دوستدار برادرش ، سى و هشت سال پادشاهى كرد « 218 » . در زمان او ارمنها از طاعت پادشاهان يونان بيرون رفتند و براى خود شهريارى برگزيدند به نام ارشك . از اين رو اين سلسله را ارشكونيان گويند . چون بطلميوس فيلادلفوس به پادشاهى رسيد محبت علم و علما در سر او افتاد . شنيد كه در سند و هند و ايران و جرجان و بابل و آشور انواعى از حكمت هست كه با آنچه نزد يونانيان است فرق دارد . از اين رو وزير خود را برگماشت تا به جدّ در ايستد و كتب اين اقوام را گرد آورد . براى خريدن آنها مالى گزاف مقرر كرد و بازرگانان را به خريدن و آوردن آن كتابها ترغيب نمود و وزير در مدت كمى پنجاه و چهار هزار و صد و بيست كتاب گرد آورد . چون پادشاه را از گرد آمدن آن همه كتاب خبر دادند ، وزير خود را گفت : آيا مىپندارى كه باز هم در دنيا كتابى هست كه ما آن را نداشته باشيم ؟ وزير گفت : آرى ، كتب الاهى كه از سوى خدا به پيامبران يهود وحى شده و آن پيامبران بدان تكلم كرده‌اند . پادشاه فرمان داد كه در طلب آنها بر آيد . آنگاه يهوديان آواره را آزاد كرد و از اليعازر رئيس كاهنان خواست كه جماعتى از احبار يهود را كه دو زبان يونانى و عبرى را نيك بدانند گرد آورد تا آن كتابها را از زبان عبرى به زبان يونانى ترجمه كنند . اليعازر هفتاد و دو حبر - از هر سبط شش تن - را كه در ترجمه نيك توانا بودند نزد او فرستاد . پادشاه چنان ترتيب داد كه در جزيرهء فوروا هر دو تن از آنان در يك خانه روند و هر يك از آن دو يكى از كتابها را ترجمه كند . چون ترجمه‌ها به پايان آمد و نسخه‌هاى سى و ششگانه را با هم مقابله كردند ديد كه از حيث لفظ و معنى هيچ اختلافى با يك ديگر ندارند . پس بر صحت ترجمه اعتماد كرد . اين ترجمه كه به تورات سبعينى معروف است نزد علماى ما معتبر است و همين است كه در دست روميان و ديگر فرق مسيحيان است ، البته جز سريانيان و بخصوص سريانيان مشرق . زيرا نسخهء آنان كه ، به سبب عارى بودن از بلاغت در نقل آن ، نسخهء بسيط [ : نسخهء ساده ] ناميده شده است ، با نسخهء يهود مطابقت دارد . اما آنان كه در مغرب سكنا دارند دو ترجمهء بسيط دارند كه بعد از آمدن حضرت مسيح در زمان ادى السليح از عبرى به سريانى ترجمه شده است . بعضى گويند اين ترجمه پيش از اينها در زمان سليمان بن داود و حيرم صاحب