غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
69
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
متون « 183 » و اوكتمون « 184 » دو تن از پيشوايان علوم فلك [ : علم نجوم ] در اين زمان بودند . اينان در اسكندريه مىزيستند و به ساختن آلات رصد كردن ستارگان پرداختند و ستارگانى را كه مىخواستند رصد كردند . بعضى گويند ميان زمان اين دو و زمان بطلميوس ، صاحب كتاب المجسطى ، پانصد و هفتاد سال فاصله است . اردشير سوم او معروف به اسود بود . يونانيان او را اخوس گويند . بيست و هفت سال پادشاهى كرد « 185 » . كشور مصر را بار ديگر باز پس گرفت و نكتانبو « 186 » پادشاه مصر را منهزم ساخت . او در جامه منجمان در بلاد يونان به سياحت پرداخت . زيرا در علم نجوم و اسرار حركات سماوى نيك ماهر بود . گويند او به هنگامى كه براى المپياد « 187 » ، زن فيليپوس پادشاه مقدونيه ، پيشگويى مىكرد با او طرح دوستى ريخت و آن زن از او اسكندر ذو القرنين را حامله شد . ارسيس « 188 » پسر اخوس چهار سال پادشاهى كرد . سقراط « 189 » حكيم متأله در زمان او مىزيست . اين حكيم از متاع دنيوى دورى گزيده بود . تنها در يك خم مىزيست « 190 » . او را گفتند : اگر اين خم بشكند چه خواهى كرد ؟ گفت : اگر خم بشكند مكان آن نخواهد شكست . سقراط مىگفت : زيبايى ظاهر تابع زيبايى باطن است و از زيبايى بدن مىتوان به زيبايى روح راه يافت . چون سقراط براى تعليم ، جوانان زيبا روى را انتخاب مىكرد آتنيان او را به زشتكارى متهم كردند . از آنجا كه سقراط آن پادشاه مشهور به فسق و فجور را بسيار منع مىكرد او دو پسرش انطوس و ميليطوس را آموخت كه عليه سقراط فساد كنند ، و او را به زهر كشت . پس از مرگ سقراط افلاطون « 191 » بلند آوازه شد . افلاطون از خاندانى شريف بود . نسب او از سوى پدر به پوسيدون « 192 » ، و از سوى مادر به سولون « 193 » ، - واضع قوانين براى