غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
46
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
اورشليم و همه سرزمينهاى بنى اسرائيل حمله آورد و بسيارى را آواره ساخت . و در سال بيست و نهم پادشاهى او يوربعام پادشاه سبطهاى دهگانه بمرد و پس از او زخريا پسرش شش ماه پادشاهى كرد . مردى به نام شالوم او را كشت و خود يك ماه حكومت كرد . سپس مردى به نام محنيم او را كشته ده سال پادشاهى كرد و بمرد . پس از او پسرش فقحيا دو سال فرمان راند . او را نيز فقاح پسر رومليا به قتل آورد و خود بيست سال به جاى او پادشاه شد . فرفوريوس مورخ گويد كه اوميروس [ : هومر ] شاعر و هسيودوس « 107 » ، هر دو در اين زمان مىزيستند . يوثم پسر عوزيا او شانزده سال پادشاهى كرد « 108 » . همواره به راه راست مىرفت و از طريق پروردگارش منحرف نمىشد . اورشليم را مرمت نمود و بنى عمون را مقهور كرد و از آنان جزيه گرفت . اوميروس [ : هومر ] شاعر بنا به روايت فرفوريوس در اين عهد مىزيست . اوميروس از ميان مباحث منطقى به صناعت شعر روى آورد و در آن سرآمد شد . او را به سبب علو مرتبهاش در شمار حكما آوردهاند . اوميروس را دو كتاب « 109 » است در جنگهايى كه ميان يونانيان بر سر شهر ايليون « 110 » در گرفته است . آن دو كتاب به زبان سريانى نزد من موجود است سراسر آنها رمز و لُغَز است . گويند روزى انلينياى بدكاره نزد او آمد و گفتش : تو كه شعرى در ستايش من نمىگويى پس مرا هجو كن تا بدان افتخار كنم . اوميروس او را گفت : من هرگز چنين نخواهم كرد . گفت پس من نزد سران يونانيان مىروم و مىگويم كه تو از شاعرى باز ماندهاى . اوميروس بىدرنگ گفت : شنيدهام كه سگى در جزيرهء قبرس به جنگ شير رفت . شير از جنگيدن با او سرباز زد . سگ او را گفت : من نزد درندگان خواهم رفت و به آنها خبر خواهم داد كه تو ناتوان شدهاى . شير گفت اگر درندگان مرا از سر برتافتن از جنگ با تو عيب كنند براى من دوست داشتنىتر از آن است كه بروت