غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
40
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
عمر تو را دراز كنم و همچنان پادشاهى را در خاندان تو نگه دارم . سليمان شادمان شد و بر تخت پادشاهى جاى گرفت . دو زن نزد او آمدند كه بر سر كودكى نزاع مىكردند و هر يك مىگفت كه آن كودك فرزند اوست . سليمان جلاد خود را گفت كه آن كودك را دو نيمه كن و به هر يك از آن دو زن نيمى از او را دِه . يكى از آن دو زن گفت : آرى چنين باد ، تا نه از آن او باشد و نه از آن من . و ديگرى گفت : اى پادشاه ، كودك را مكش و به او دِه . سليمان يقين كرد كه اين زن مادر كودك است و كودك را به او داد . چون بنى اسرائيل اين داورى بديدند به حق دانستند كه خدا به سليمان حكمت و علم داده است . پس پادشاهان سر بر خط فرمانش نهادند و با او طرح آشتى افكندند . درآمد مملكت او ، كه چهار صد فرسنگ بود ، ششصد هزار و ششصد و شصت قنطار « 87 » زر بود . و اين جز هدايا و باجهايى بود كه از بازرگانان مىگرفتند . و قنطار يك كُرّ است و چنان كه در تورات آمده سه هزار مثقال به مثقالهاى قدس است . كه هر مثقال آن برابر پنج مثقال به مثقالهاى ماست . آشپزخانهء سليمان در هر روز صد كُرّ آرد و سى رأس گاو و صد رأس گوسفند نياز داشت ، جز غزالها و آهوها و گوزنها و پرندگان . نيز او را هفتصد زن آزاد بود و سيصد كنيز و چهل هزار اسب . سليمان در سال چهارم پادشاهىاش بناى بيت المقدس را كه به مسجد الاقصى مشهور است ، آغاز كرد . اين بنا را در كوه اموريان اندر خرمنگاه اران يبوسى برآورد . درازاى آن شصت ذراع بود و پهنايش بيست ذراع و بلندىاش سى ذراع . و در مدت هفت سال به پايانش آورد . در سال بيست و چهارم پادشاهىاش شهر انطاكيه را ويران كرد و هفت شهر بساخت كه يكى از آنها تدمر بود . چون سليمان خانهء خدا را بساخت سپاس او به جاى آورد و خواست كه بنى اسرائيل را بركت دهد . آنگاه به دو زانو درآمد و دستهايش را به آسمان برافراشت و گفت : بار خدايا ، اى خداى ما ، چون تو در آسمانهاى بلند و بر زمينهاى فروردين هيچ كس نيست . تو به وعدهاى كه به بندهات داود دادى وفا كردى . پس ، از تو مىخواهم كه اگر بنى اسرائيل گناه كردند و از دشمنانشان گريختند و آنگاه تو را در اين خانه خواندند ، دعايشان را اجابت كن و خطاهايشان را بيامرز و آنان را بر