غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
394
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
در روم بودند كس فرستاد و آنان را از واقعه آگاه ساخت و از بندقدار بر حذر داشت . اما پروانه از دو جهت ادعاى شاه ارمنستان را تكذيب مىكرد ، يكى آنكه ترجيح مىداد بندقدار بيايد ، زيرا با او قرارهايى داشت ، ديگر آنكه از پادشاه ارمنستان كينه به دل داشت و مىكوشيد تا سخن او بىارج سازد . و چون امراى مغول در اين مهم سهل انگارى كردند مصريان بر آنان هجوم آوردند . مغولان همه مست بودند ، چندانكه فرصت نيافتند بر اسبان خويش بنشينند . و ياساى ايشان آن بود كه پيش از آنكه با دشمن رو به رو شوند حق نداشتند كه بگريزند و چون با دشمن رو به رو شدند شكست خوردند و همهء بزرگان مغول كشته شدند . يكى از مقتولين طوغون بود و يكى تودون بهادر . سه هزار گرجى همراه مغولان بودند . اينان جنگ را پاى داشتند و سخت بكوشيدند . دو هزار تن از ايشان كشته شدند و هزار تن باقى ماندند . از لشكر مصر نيز خلق كثيرى كشته شدند . چون پروانه از شكست لشكر مغول آگاه شد بگريخت و به يكى از دژها پناه برد . بندقدار در قيساريه در موضعى به نام كيقوباد فرود آمد ، و پس از پانزده روز ، يك بار به قيساريه وارد شد و نگذاشت به هيچ يك از رعايا آسيبى رسد يا به زور از آنان چيزى گيرند . هر چه بدان نياز داشتند از مردم شهر مىخريدند . او همواره مىگفت : من به اينجا نيامدهام كه شهر را خراب كنم . آمدهام تا صاحب آن را از اسارت برهانم . چون اين خبر به اباقا ايلخان رسيد سخت خشمگين شد و سپاه گردآورد و به شخص خويش آهنگ روم كرد . بندقدار كه ديد ياراى مقاومتش نيست از روم بيرون رفت و عازم شام شد . چون اباقا به روم رسيد هيچ كس از مصريان را در آنجا نديد . در حال پروانه نزد او آمد . اباقاخان به هيچ روى خود را خشمگين نشان نداد . حتى او را بنواخت و اكرام كرد و همراه خود به اطاق برد تا با او راى زند كه در روم چه مقدار لشكر هست تا در برابر مصريان مقاومت ورزد . آنگاه بزمى بزرگ برپاى ساخت و از شير ماديان جامهاى پىدرپى به او داد ، زيرا شراب نمىنوشيد ، و هنگامى كه پروانه بيرون آمد تا بول كند اباقاخان به مردانى كه در اطرافش بودند اشارت كرد كه او را بكشند . آنان نيز حمله كردند و با شمشير قطعه قطعهاش نمودند .