غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
366
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
مورد لطف ايلخان قرار گرفته قلعه را تسليم كردند و خود از قلعه فرود آمدند . مغولان ، آن قلعه و همهء قلعههايى را كه در آن وادى بود ويران كردند . رسولى به سوى متولّى قلعهء الموت رفت كه او نيز از مولاى خود خورشاه پيروى كند و ايل شوند و قلعه تسليم كنند . رئيس قلعه سر برتافت و عصيان پيشه كرد ، تا بلغاى اغول با سپاهى گران برسيد ، پس بناچار امان خواست و قلعه تسليم كرد و در اواخر ماه ذو القعدهء آن سال از قلعه خارج شد . در اين ايام شمس الدين ، محتشم قلعههاى قهستان ، برسيد و يرليغ گرفت . ياران ركن الدين خورشاه نيز همراه او به قهستان رفتند كه همه قلعههاى آن حوالى را كه بيش از پنجاه قلعه مستحكم بود يك يك خراب كنند و تسليم نمايند . اينان همهء قلعهها را گشودند جز دو قلعه ، يكى گردكوه و يكى كمشير « 673 » كه گشودن آن دو قلعه را نتوانستند مگر بعد از دو سال ديگر . اكابر ديلم برسيدند و با مغولان مصالحه كردند و همه قلعههاى خود ويران نمودند . در اواسط ذو الحجهء [ سال 654 ] هولاكو به اردو ، در ناحيهء همدان ، بازگشت و ركن الدين خورشاه و پسران و دختران و زنانش را به قزوين فرستاد . در سال 655 ركن الدين خورشاه از هولاكوخان خواست كه او را به بندگى مونككا قاآن فرستد . هولاكو را خوش آمد و او را با نه تن از يارانش روان نمود . چند ايلچى نيز همراهشان كرد . چون به بخارا رسيدند ، خورشاه با ايلچيان درشتى كرد ، آنان نيز كينهء او به دل گرفتند . چون به قراقورم رسيدند ركن الدين خورشاه اجازهء حضور نيافت و از سوى قاآن پيامى صادر شد كه : واجب است به ديار خود بازگردى و نايبان خود را فرمان دهى كه قلعههاى گردكوه و كمشير « 674 » را تسليم كنند . چون قلعهها را تسليم كردند و ويرانشان ساختى بار ديگر نزد ما بيا تا مشمول تليشميشى « 675 » ، يعنى اكرام و قبول ، گردى . ركن الدين با اين اميد بازگشت . مغولان در راه خود و يارانش را هلاك كردند . و يرليغ مونككا قاآن براى هولاكو صادر شد كه همهء ملاحده را بكشد و از ايشان يكى هم بر روى زمين باقى نگذارد . بدين فرمان قراقاى بيتكچى « 676 » به قزوين فرستاده شد و او پسران و دختران و برادران و خواهران خورشاه و همه سپاهيان ملاحده را