غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

23

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

را به بنى اسرائيل بازگفت ، خداى تعالى او را بر كوه نابو فرا برد و سرزمين كنعان را كه همان ارض موعود بود به دو نمود . موسى در آنجا وفات يافت . فرشتگان او را به خاك سپردند و كس تا پايان روزگار نداند كه گور او كجاست . سن او به هنگام وفات صد و بيست سال بود . با همه پيرى نه چشمش از ديدن ناتوان شد و نه بر گونه‌هايش چين افتاد . چون موسى دست بر يوشع سود درون او پُر از حكمت شد و بنى اسرائيل سر به فرمان او نهادند . از زمان آدم تا موسى به رأى تورات سبعينى سه هزار و نهصد و پنجاه و يك سال بود و بر رأى يهود دو هزار و چهار صد و نود و يك سال . گويند در زمان موسى سومين طوفان حادث شد . اين طوفان در تساليا « 50 » بود و همچنين در زمان وى انونيوس « 51 » حكيم علم سيميا « 52 » را كشف كرد و خيرون دانش پزشكى را اختراع نمود و منندرس « 53 » نوعى شعر استنباط كرد كه آن را كمدى « 54 » ناميد و در آن به ذكر رذايل و هجوها و قبايح مشترك ميان مردم و حيوانات پرداخت و ديگرى نوعى ديگر از شعر ابداع كرد و آن را تراژدى « 55 » ناميد و در آن به ذكر فضايل و مدايح و مراثى مشترك ميان مردم و فرشتگان پرداخت . آنان كه به بيان طبقات امم پرداخته‌اند گويند كه در مصر پس از طوفان دانشمندانى بودند آگاه به انواع علوم فلسفى از رياضى و طبيعى و الاهى بويژه علم كيميا و طلسمها و افسونها و آينه‌هاى محرقه . تصديق اين امر را سخن خدا در تورات بسنده است كه مىگويد : موسى همهء حكمت مصريان را فرا گرفت . مركز دانش و مركز حكومت مصر در اعصار كهن شهر ممفيس بود . چون اسكندر شهر اسكندريه را بنا كرد به سبب هواى خوش و آب گوارايش مردم به ساختن بناهايى در آنجا رغبت يافتند و اسكندريه دار العلم و دار الحكمهء مصر شد . تا آنگاه كه مسلمانان بر مصر غلبه يافتند و عمرو بن العاص بر ساحل نيل شهر معروف به فسطاط عمرو را بنا كرد و عرب و عجم براى سكونت به آنجا روى آوردند و فسطاط مركز ديار مصر گرديد .