غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

344

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

در همان حال كه قاآن از فتح ختا سرمست بود تولى خان كه محبوبترين برادرش بود بمرد . قاآن از مرگ او بسى غمگين شد و فرمان داد زنش سرقوتنى « 623 » بيگى دختر برادر اونگ‌خان امور سپاه را بر عهده گيرد . او را چهار پسر بود : مانكْكا ، قوبلاى ، هولاكو و اريغ‌بوكا . اين زن اين فرزندان را نيكو تربيت كرد و امور را در ضبط آورد . زنى خردمند و مؤمن و بر كيش مسيحى بود . مطرانها و رهبانان را گرامى مىداشت و از دعا و بركات آنان يارى مىجست . گويى شاعر در وصف او گفته است : فلو كان النساء كمثل هذه * لفُضّلت النساء على الرجال « اگر همهء زنان اينچنين باشند زنان از مردان برترند . » پس از اندكى برادر بزرگ ، جوجىخان ، نيز بمرد و هفت پسر به جاى نهاد : تمسل و هردو و باتو و شيبقان و تنكوت و بركه و بركجار . از اين ميان قاآن بلاد شمالى ، يعنى بلاد صقالبه و آلان و روس و بلغار ، را به باتو تسليم كرد . او بر كنار رود اتل اردو زد و در آن نواحى به غزا پرداخت و خلق كثيرى از مردم آن نواحى بكشت . گويند شمار مقتولان به دويست و هفتاد هزار تن رسيد و اين از آنجا معلوم شد كه مغولان بنابر فرمان قاآن ، كه گفته بود گوش مقتولان ببرند ، دويست و هفتاد هزار گوش گرد آورده بود . با تو پس از فراغت از كار صقالبه سپاه خود بسيج كرد كه به نواحى قسطنطنيه تاخت آورد . خبر به پادشاهان فرنگ رسيد . لشكرى گران گرد آوردند و در اطراف سرزمين بلغار با مغولان مصاف دادند . جنگها متواتر شد و پس از شكست و هزيمت مغول به پايان آمد . مغولان از اين نبرد ناكام باز آمدند و تا به امروز ديگر به بلاد يونان و فرنگ بازنگشته‌اند . در سال 630 سلطان علاء الدين كيقباد فرمانرواى روم رسولى نزد اوكتاى قاآن فرستاد و اظهار طاعت كرد . قاآن به رسول او گفت : شنيده‌ايم كه علاء الدين مردى خردمند است با انديشه‌اى صائب . چون خود نزد ما آيد تشريف قبول ما يابد و او را اكرام كنيم و در حضرت ما سمت اختاجى « 624 » گيرد ، سراسر بلادش نيز در حكم او باشد . چون رسول بيامد و پاسخ قاآن بياورد هر كس كه اين سخن شنيد در شگفت شد و آن را بر عظمت قاآن دليل گرفت .