غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

332

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

انجام واجبات اسلام از قبيل قرائت و نماز ملتزم شده بود آن را انجام مىداد تا آنگاه كه برايش فرصتى پيش آمد و بار خود ببست و از اندلس بيرون آمده به مصر رفت و در آنجا در ميان يهوديان فسطاط فرود آمد و دين خود آشكار نمود . از تجارت گوهر يا كارهايى همانند آن ارتزاق مىكرد . چون الملك العزيز بر مصر مستولى شد و دولت علويان برافتاد ، قاضى فاضل عبد الرحيم بن على البيسانى او را مورد حمايت خويش قرار داد و برايش راتبه‌اى معين كرد . با پزشكان ديگر همواره در معالجت مشاركت مىورزيد و به سبب قلت ممارستش خود بتنهايى رأيى نمىداد و تدبير و معالجتى نمىكرد . ابن ميمون در شريعت يهود عالم بود . كتابى در اين مذهب نوشته و آن را دلالة [ الحائرين ] ناميده است . بعضى آن را ستوده‌اند و بعضى نكوهش كرده‌اند و به جاى « دلالت » ضلالتش خوانده‌اند . در او عقايد فلسفى غلبه يافت و كتابى نگاشت در معاد جسمانى . سران يهود اين كتاب را مورد مذمت قرار دادند و او همواره آن را پنهان مىداشت مگر از كسانى كه هم رأى و هم عقيده او مىبودند . جماعتى از عجميان يهودى بلاد فرنگ را در انطاكيه و طرابلس ديدم كه او را لعنت مىكردند و كافر مىشمردند . ابن ميمون را تأليفاتى است نيكو در رياضيات و آثارى متوسط در طب و در آخر عمر به فقيهى از مردم اندلس معروف به ابو العرب گرفتار آمد كه به مصر آمد و فاش كرد كه ابن ميمون در اندلس مسلمان شده و اينك از دين برگشته است . قاضى فاضل او را از آن كار منع كرد و گفت : كسى كه به اكراه اسلام آورده باشد اسلامش شرعا درست نبوده است . آنگاه كه مرگش نزديك شد ، به بازماندگان خود گفت كه چون نفسش منقطع شود او را به درياچهء طبريه برند و در آنجا دفن كنند زيرا قبور صلحاى يهود در آنجاست . پس از مرگش به وصيت او عمل كردند . در سال 606 در ماه ذو الحجه امام فخر رازى ، محمد بن عمر كه در رى معروف به ابن خطيب بود ، در هرات ديده از جهان فرو بست . او از افاضل زمان خود بود . بر همهء قدما در فقه و علم اصول و كلام و حكمت فايق آمد و بر ابو على سينا رد نوشت و عقايدش را تصحيح كرد . چون سوار مىشد مردانى با شمشير در اطرافش حركت مىكردند ، نيز او را بندگان بسيار بود . در نزد پادشاهان خوارزمشاهى مرتبتى عالى و منزلتى رفيع داشت . روزى به سرش افتاد كه به كيميا پردازد و در اين راه مالى گزاف