غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

306

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

پشيمان شد . در اين احوال نامه‌هايى از قاضى فاضل « 589 » و ديگران نيز برسيد كه همه او را نكوهش مىكردند . عامهء مردم موصل از دجله مىگذشتند و با آن گروه از سپاهيان كه در جانب شرقى بودند نبرد مىكردند و باز مىگشتند . صلاح الدين تصميم گرفت كه مسير جريان دجله را از موصل بريده به نينوا اندازد تا مردم از تشنگى به جان آيند و شهر را بى هيچ قتالى تسليم كنند . سپس دريافت كه قطع آب دجله ميسر نيست زيرا مدتى دراز و رنجى بسيار مىطلبد . پس ، از آن كار منصرف شد و به ميافارقين رفت ، زيرا شنيده بود كه شاه ارمن صاحب اخلاط مرده است و فرزندى ندارد و يكى از غلامانش به نام بكتمر بر آن بلاد مستولى شده است . صلاح الدين بر مقدمه سپاه ، پسر عم خود ناصر الدين محمد بن شير كوه و مظفر الدين بن زين الدين و ديگران را بفرستاد . اينان به سوى اخلاط رفتند و در طوانه فرود آمدند و صلاح الدين خود به ميافارقين رفت و پهلوان پسر ايلدگز صاحب آذربايجان نيز در نزديكى اخلاط فرود آمد . رسولان مردم اخلاط ميان پهلوان و صلاح الدين به آمد و شد پرداختند . عاقبت ميانشان با پهلوان به صلح گراييد و در زمره اتباع او در آمدند و به نام او خطبه خواندند . در سال 582 پهلوان محمد پسر ايلدگز صاحب بلاد جبل و رى و اصفهان و آذربايجان و اران بمرد و پس از او برادرش قزل‌ارسلان به جايش نشست . نام او عثمان بود . در سال 583 صلاح الدين شهر طبريه و قلعهء آن را گرفت . سپس از آنجا بيرون رفته به عكّا فرود آمد . چون صلاح الدين تصميم گرفت به شهر حمله برد اعيان مردم شهر بيرون آمدند و از او امان خواستند . صلاح الدين بپذيرفت و جان و مالشان را امان داد و آنان را مخير كرد كه اگر خواهند بمانند و اگر خواهند كوچ كنند . مردم راه دوم را قبول كردند و از شهر هر يك به سويى رفتند و هر چه توانستند از اموال خود ببردند و باقى را رها كردند . صلاح الدين شهر به پسرش افضل داد و مسلمانان اموالى را كه فرنگيان نتوانسته بودند ببرند به غنيمت بردند . هم در اين سال صلاح الدين قيساريه و حيفا و صفوريه و شقيف و فوله و يافا و تبنين و صيدا و بيروت و جبيل و عسقلان را تصرف كرد . چون صلاح الدين از تسخير اين اماكن بپرداخت به بيت المقدس راند . هنگامى