غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

303

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

اين مرض مؤثر است . آنگاه به معالجه پرداختيم و به فصد اشارت كرديم . گفت : مرد شصت ساله فصد نمىكند و نگذاشت او را رگ بزنند . ما از راههاى ديگر معالجه كرديم و دارو سودمند نيفتاد . الناصر لدين الله احمد پسر المستضيء بأمر الله چون المستضيء بامر الله بمرد ، ظهير الدين بن عطار براى پسر المستضيء ، الناصر الدين الله ابو العباس احمد ، بيعت گرفت . چون گرفتن بيعت به پايان آمد مجد الدين ابو الفضل بن صاحب ، حاكم دولت شد . مجد الدين در هفتم ذو القعدهء سال 575 ابن عطار را گرفت و او را در خانه‌اش محبوس كرد و موكلان بر او گماشت . سپس او را به عمارت تاج بردند و بند برنهادند و ودايع و اموال او را طلب داشتند . پس از اندكى مردهء او را بر دوش حمال در نهان از آنجا بيرون بردند . عامه از اين امر خبر يافتند و بناگاه حمله آوردند و جسد را از حمال بستدند و عريان كردند و رسنى به ذكرش بستند و در شهر كشيدند و كفگيرى به دست او دادند و مىگفتند : سرور ما اينك براى ما توقيع بنويس و امضا كن ، و از اين گونه اعمال شنيع . عاقبت او را از دست غوغا رها كردند و به خاك سپردند . با آنكه وى مردى نيك سيرت بود و دست خويش از ناموس و اموالشان بازداشته بود با او چنين رفتار كردند . در سال 576 سوم ماه صفر سيف الدين غازى پسر مودود بن زنگى صاحب موصل بمرد و برادرش عز الدين امارت موصل يافت و جزيرهء ابن عمر و دژهاى آن را به فرزند خود معز الدين سنجر شاه داد و قلعهء شوش و ديار حميديه را به پسر كوچك خود ناصر الدين كبك داد . تدبير امور دولت عز الدين به دست مجاهد الدين قيماز بود . به تدبير او كارها استقامت داشت و هيچ اختلافى پديد نيامد . در اين سال شمس الدوله تورانشاه پسر ايوب برادر بزرگ صلاح الدين در اسكندريه بمرد . در سال 577 در ماه رجب الملك الصالح اسماعيل پسر نور الدين محمود صاحب حلب از دنيا رفت . در اين هنگام نوزده سال داشت . چون از زندگى نوميد شد امرا را فرا خواند و آنان را وصيت كرد كه حلب را به پسر عمش عز الدين مسعود