غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

17

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

داشت . يعنى بزرگ براى خدا . سپس شمعون را آورد - يعنى فرمانبردار - سپس لاوى را آورد ، يعنى كامل ، سپس يهودا را آورد ، يعنى سپاسگزار پادشاه مسيح كه فرزند تنى داود خوانده مىشود از ذريهء يهود است . سپس ايساخر را آورد - يعنى اجرت آورنده - سپس زبولون را آورد - يعنى رهايى از وحشت شب - و راحيل دو پسر آورد : يوسف ، يعنى افزونى ، و بنيامين ، يعنى پسر دست راست . زلفا نيز دو پسر آورد : جاد ، يعنى بهره ، و اشير ، يعنى مجد . بلهاء نيز دو پسر آورد : دان ، يعنى قاضى ، نفتالى ، يعنى متضرّع . و دخترى به نام دينا ، يعنى عادل . همهء پسران يعقوب دوازده تن بودند . اينان را اسباط گويند ، يعنى قبايل بنى اسرائيل « 41 » . چون لاوى سه ساله شد ، راحيل يوسف را آورد . يوسف هفده ساله بود كه او را فروختند و دو سال در بندگى زيست و سه سال در غل و زنجير بود ، و سى سال امين خانهء فرعون و هشتاد سال وزير . همهء مدت عمر او صد و چهل سال بود . پس از وفات اسحاق عيسو به جنگ يعقوب برادر خود رفت . خداوند يعقوب را پيروز گردانيد . بر عيسوى تيرى انداخت و عيسو را به قتل رسانيد و هر كس با او بود بگريخت . يعقوب به مصر رفت . در اين ايام عمر او صد و سى سال بود و دو سال بود كه مصر دچار قحطسالى شده بود . يهودا پسر يعقوب با زنى كنعانى به نام شوع ازدواج كرد و صاحب سه فرزند شد : عير و اوانان و شيلا . عير زنى از دختران لاوى را به نام ثامر ( ثامار ) به زنى گرفت و با او چونان قوم لوط مىآميخت . عير بمرد و صاحب فرزندى نشد . آن زن را يهودا براى پسر ديگر خود گرفت يعنى براى اوانان تا از او براى برادر وى عير ، نسلى پديد آورد . او چون با وى مباشرت مىكرد آبش را بر زمين مىريخت . او نيز بمرد ، بىآنكه فرزندى بر جاى گذاشته باشد . شيلا برادر خردتر ، چون هلاكت دو برادر را ديد از نزديكى با آن زن سر بر تافت . راز اين حادثه آن بود كه يعقوب از پروردگار خود به دعا خواسته بود كه نگذارد نسل كنعان كه نوح او را لعنت كرده بود با نسل او بياميزد . ثامر عروس يهودا حيله‌اى كرد تا يهودا بى آنكه او را بشناسد با او مباشرت نمايد . بدين ترتيب او از خسر خود آبستن شد و دو پسر زاد : يكى فرص و يكى زرح ، و داود نبى از نسل فرص پسر يهود است .