غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
269
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
در سال 474 نور الدوله دبيس اسدى از دنيا برفت . مدت عمرش هشتاد سال بود و مدت فرمانروايىاش پنجاه و هفت سال . به فضل و احسان معروف بود . پس از او پسرش منصور بر متصرفات او امارت يافت . او را بهاء الدوله لقب دادند . مردى نيك سيرت بود . نزد سلطان ملكشاه رفت . ملكشاه او را بر آن قرار كه بود مستقر گردانيد . خليفه نيز او را خلعت داد . بهاء الدوله منصور در سال 479 درگذشت و پسرش سيف الدوله صدقه بر حله و نيل « 568 » و همهء متصرفات پدر امارت يافت . در سال 485 نظام الملك وزير در نزديكى نهاوند به قتل رسيد . نوجوانى ديلمى از باطنيان در صورت خواهندهاى يا دادخواهى به او نزديك شد و با كاردى كه با خود داشت او را بزد و به حياتش پايان داد . نظام الملك سى سال وزارت پادشاهان داشت و اين سواى سالهايى است كه در ايام عموى الب ارسلان ، طغرلبيگ ، در خراسان وزارت الب ارسلان را بيش از رسيدن او به سلطنت بر عهده داشت . مدت عمر او هفتاد و هفت سال بود . سبب قتلش آن بود كه عثمان پسر جمال الملك پسر نظام الملك را جدش رياست مرو داده بود . سلطان [ ملكشاه ] شحنهاى به نام قودن را كه از خواص او بود به مرو فرستاد . اين شحنه را در امرى با عثمان نزاع افتاد . عثمان يكى به سبب كم سالى و كم تجربگىاش و يكى به اتكاى نياى خود نظام الملك آن شحنه را به زندان كرد و بىآبرو ساخت ، سپس آزادش كرد . شحنه نزد سلطان به دادخواهى رفت . سلطان به نظام الملك نامهاى نوشت كه اگر در پادشاهى شريك منى امرى ديگر است و اگر نايب من هستى بايد لوازم تبعيت و نيابت رعايت كنى . اين فرزندان تو از سياست پاى بيرون نهادهاند و چنان خود كامه شدهاند كه چنين و چنان كردهاند . چون رسولان نزد نظام الملك حاضر آمدند و نامه تسليم او كردند ، گفت : « به سلطان بگوييد اگر نمىدانستهاى كه من در پادشاهى شريك توام اينك بدان . تو اين پادشاهى همه به تدبير و رأى من يافتى . آيا فراموش كردهاى آنگاه كه پدرت كشته شد من به تدبير امور تو برخاستم و همهء كسانى را كه عليه تو قيام كرده بودند ، از خويش و بيگانه ، سركوب كردم ؟ تو در آن وقت دست به دامن من زده بودى ، اكنون كه زمام امور به دستان تو آمده و از دور و نزديك همه سر به فرمان تو نهادهاند براى من گناهان مىتراشى و سخن ساعيان به سمع قبول مىشنوى . از من به پادشاه بگوييد كه تاج شاهى تو به دوات وزارت من بسته است ،