غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

265

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

زنبارگى به دو اقتدا كردند و اين دو ، سنت و سيرت فلسفى را دگرگون كرد . گويند استاد شيخ الرئيس ابو على سينا ، در طب ، ابو سهل مسيحى بود . ابو سهل طبيبى فاضل بود و عالم به علم منطق و علوم اوايل ، و در خراسان معروف بود . او را كُنّاشى است به نام المائه « 561 » كه كتاب مشهورى است . مدت عمر ابو سهل مسيحى 40 سال بود « 562 » در سال 435 ابو الفرج عبد الله بن طيّب از دنيا برفت . او از مردم عراق و فيلسوفى فاضل و مطلع بر كتب اوايل و اقاويل آنان بود . به شرح كتب ارسطو در منطق و حكمت و نيز كتب جالينوس در طب پرداخت . و در آن شروح مطلب را به قصد تعليم و تفهيم بسط و گسترش داد . قاضى بزرگوار جمال الدين قفطى رحمه الله گويد : ديدم يكى از كسانى كه خود را به اين صناعت منسوب كرده‌اند ابو الفرج بن طيب را نكوهش مىكند كه در كتابهاى خود دچار اطالهء كلام شده است . اين عيبجو ، مردى يهودى و كند ذهن بود كه همچنان در عبارات ابن سينا مانده بود . اما من و هر منصف ديگر ، چنين نمىگوييم ، بلكه مىگوييم كه ابو الفرج بن طيّب از اين علوم هر چه كهنه شده بود حيات نو بخشيد و هر چه را پنهان بود آشكار كرد . جماعتى از بزرگان نزد او درس خوانده‌اند و از او فوايد بسيار برده‌اند . يكى از آنان مختار بن حسن بن عبدون معروف به ابن بطلان است . ابن بطلان گويد : شيخ ما ابو الفرج بن طيب بيست سال در تفسير ما بعد الطبيعه درنگ كرد تا از شدت انديشه در آن بيمار شد و در آن بيمارى جان داد . و اين دليلى است بر شدت حرص و كوشش او در طلب اين علم . ابن بطلان طبيبى مسيحى بود از مردم بغداد . زشت روى و بىاندام بود و اين خلقت او بود و خدا چنان خواسته بود . ولى در علوم اوايل يدى طولا داشت . از پزشكى روزى مىخورد . از بغداد به موصل و ديار بكر رفت و از آنجا به حلب . مدتى در حلب ماند . او را از آن شهر خوش نيامد ، پس راهى مصر شد ، مدت كمى در مصر ماند و با ابن رضوان مصرى كه فيلسوف زمان خود بود ديدار كرد ولى به سبب مناظره‌اى كه ميانشان بالا گرفت كارشان به منافرت كشيد . ابن بطلان در حالى كه از ابن رضوان سخت به خشم بود ، از مصر بيرون آمد و به انطاكيه شد . در آن شهر اقامت گزيد . ديگر از كثرت سفرها ملول شده بود و خاطرش بر آن قرار گرفت كه دل