غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
257
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
چنان نكنم كه تو با من كردى - مسعود چشمان برادر خود محمد را ميل كشيده و او را كور كرده بود - اكنون خود بگوى تا تو را با زن و فرزندت به كجا بفرستم . او دژ كرى را انتخاب كرد . محمد او را با زن و فرزندش بدان قلعه فرستاد . احمد بن محمد نزد پدر آمد و از او خاتمش را خواست تا بر يكى از خزاين مهر نهد ، او خاتم به دو داد . غلامانش آن را به دژ بردند و به نگهبانان دادند و گفتند : ما را پيامى است كه بايد به مسعود برسانيم . نگهبانان آنان را به درون بردند و آنان مسعود را به قتل رسانيدند . چون خبر به مودود پسر مسعود كه در خراسان بود رسيد با شتاب تمام با سپاه خود به غزنه آمد . ميان او و عمش مصاف افتاد . محمد منهزم شد . او و پسرش احمد و نوشتكين خواجه بلخى دستگير شدند . مودود آنها را بكشت . آنگاه همهء پسر عمّان خويش را قتل عام كرد و هر كس را كه به نحوى در دستگيرى پدرش تأثيرى داشته بود بگرفت و بكشت . در سال 433 سلطان طغرلبيگ گرگان و طبرستان را تصرف كرد . و هم در اين سال ميخائيل پادشاه روم بمرد و پس از او برادرزادهاش كه او نيز ميخائيل نام داشت به جايش نشست . در سال 435 ملك جلال الدوله پسر بهاء الدوله پسر عضد الدوله پسر بويه در بغداد بمرد و پس از او ابو كاليجار پسر سلطان الدوله پسر بهاء الدوله به پادشاهى رسيد . در سال 439 ميان ابو كاليجار و سلطان طغرلبيگ صلح افتاد . در سال 440 ابو كاليجار در بغداد بمرد و پسرش الملك الرحيم به جايش قرار گرفت . در سال 441 بساسيرى « 557 » انبار را تصرف كرد و يارانش وارد آن شهر شدند . هم در اين سال مودود پسر مسعود پسر محمود پسر سبكتكين صاحب غزنه از دنيا رفت و عمش عبد الرشيد جانشين او شد . در سال 442 سلطان طغرلبيگ اصفهان را در تصرف آورد . در سال 446 طغرلبيگ بر آذربايجان استيلا يافت و در سال 447 به بغداد وارد شد و در آنجا به نام او خطبه خواندند . در سال 450 طغرل از پى بسا سيرى و دُبيس و يارانش روان شد و تركان شكستى سخت بر آنان وارد آوردند ، بساسيرى