غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
252
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
خانه منع كرد و هر زنى كه از خانه بيرون مىآمد او را مىكشت . زنى كه سرپرستى نداشت براى تهيه ما يحتاج خود شكايت به دو برد ، فرمان داد هر چه در بازارها مىفروشند به در خانهها هم ببرند تا زنانى كه كسى را ندارند كه براى خريدن چيزها به بازار بيايند از آنان هر چه مىخواهند بخرند ولى بايد هر فروشندهاى چيزى شبيه ملعقه با دستهاى بلند داشته باشد كه كالايى را كه آن زن خريده با آن به سوى او دراز كند و زن اگر خواست از پشت در آن كالا بر دارد و بهاى آن در آن ملعقه نهد . و همه اين كارها چنان صورت گيرد كه مرد را چشم بر آن زن نيفتد . مردم از اين حكم در رنج بسيار افتادند . چون الحاكم معدوم شد با پسرش ابو الحسن على كه هنوز كودك بود بيعت كردند و الظاهر لاعزاز دين الله لقبش دادند . ستّ الملك خواهر الحاكم زمام امور ملك را به دست گرفت و هيبت او در دلها قرار گرفت و كارها به استقامت آمد . ست الملك پس از حاكم چهار سال بزيست و بمرد . در سال 414 علاء الدوله جعفر بن كاكويه بر همدان مستولى شد و آنجا را در تصرف آورد . و هم در اين سال على بن هلال معروف به ابن بواب كاتب مشهور بمرد . او در خط سرآمد همگان بود . در شوال سال 415 ملك سلطان الدوله در شيراز از دنيا برفت و پس از او پسرش ابو كاليجار به جايش نشست . در سال 416 ملك مشرف الدوله ابو على ، پسر بهاء الدوله ، بمرد و در بغداد به نام برادرش ابو طاهر جلال الدوله خطبه خواندند . هم در اين سال نصير الدوله پسر مروان ، فرمانرواى دياربكر ، شهر رها را بگشود . اين شهر در تصرف مردى از بنى نمير بود به نام عطير . از آنجا كه او مردى شرور و نادان بود مردم رها به نصير الدوله نوشتند كه اگر لشكر بياورد شهر را به او تسليم خواهند كرد . نصير الدوله ، زنگى را كه نايب او در شهر آمد بود به رها فرستاد . او برفت و شهر را بگرفت و عطير را به قتل رسانيد . در سال 420 يمين الدوله به تركان غز شكستى سخت وارد آورد . اينان اصحاب ارسلان پسر سلجوق بودند كه در خراسان فساد كرده و اموال مردم را تاراج كرده