غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
241
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
سرباز زد . آنگاه پادشاه درى ترتيب داد كوتاه چنان كه قاضى مجبور بود خم شود و از آنان نزد پادشاه رود . چون قاضى به آن در رسيد به فراست دريافت پشت به در كرده از آن بگذشت . آنگاه با قامت راست مقابل پادشاه بايستاد . در سال 372 بيمارى صرع عضد الدوله شدت يافت و سبب مرگ او شد . عضد الدوله در هشتم شوال در بغداد ديده از جهان فرو بست . مدت امارتش در عراق پنج سال و نيم بود . پسرش صمصام الدوله ابو كاليجار به عزا نشست و الطائع للّه به تسليت او رفت مدت عمر عضد الدوله چهل و هفت سال بود . عضد الدوله پسر خود شرف الدوله ابو الفوارس را به امارت كرمان فرستاده بود . عضد الدوله مردى فاضل و با سياست بود ، كمتر دستخوش اشتباه مىشد ، مهيب و صاحب همت بود و ثاقب الرأى و دوستدار فضايل و اهل فضل . آنجا كه جاى بخشش بود دستى بخشنده داشت و آنجا كه جاى بخشش نبود دست باز مىداشت ، و در عواقب امور نيك نظر مىكرد . چون عضد الدوله وفات يافت پسرش صمصام الدوله ابو كاليجار به جايش نشست . او برادران خود ابو الحسين احمد و ابو طاهر فيروز شاه را خلعت داد و از فارس اقطاع بخشيد . برادر ديگرش شرف الدوله ابو الفوارس كه در كرمان بود پيش از آن دو خود را به شيراز رسانيد و آنجا را در تصرف آورد . در سال 373 مؤيد الدوله در كرمان از دنيا رفت . بيمارىاش خناق بود . فخر الدوله برادرش به پادشاهى خود بازگشت و با صمصام الدوله متحد و همدست شد . هم در اين سال امير باد كردى حميدى به موصل آمد و بر آن ديار چيره گرديد و نيرومند شد و چنان انديشيد كه به بغداد رود و حكومت ديلميان را از آن بر اندازد . صمصام الدوله از اين خبر بيمناك و بدان دل مشغول شد ، چنان كه از ديگر كارها تنها به گردآورى لشكر پرداخت و به نبرد امير باد لشكر كشيد . در ماه صفر سال 374 ميان دو سپاه نبرد درگرفت و كار به هزيمت امير باد و ياران او انجاميد و ديلميان موصل را بگرفتند . در سال 377 شرف الدوله ابو الفوارس پسر عضد الدوله از اهواز به واسط لشكر برد و آنجا را بگرفت . برادرش صمصام الدوله از او بيمناك شد و با جمعى از ياران خود با زورقى به ديدار او رفت . شرف الدوله خوشدلى نمود . و چون از نزد او بيرون