غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
204
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
محبت او را به دل گرفتند و كارش بدانجا كشيد كه بر مصر و همه شهرهاى شام مستولى شد . در سال 255 تركان نزد معتز آمدند و خواستار مواجب و ارزاق خود شدند . معتز در پرداخت آن درنگ كرد . چون ديدند كه به گفتگو كار بر نمىآيد جماعتى به سراى خلافت داخل شدند و پاى خليفه را بگرفتند و از در بيرون كشيدند و زير ضربههاى گرز گرفتند و در صحن سراى در آفتاب بداشتند . زمين چنان داغ بود كه خليفه پيوسته اين پاى بر زمين مىنهاد و آن پاى بر مىداشت . سپس او را به مأموران شكنجه سپردند . آنان سه روز غذا از او باز گرفتند . آنگاه او را به سردابى حبس كردند و در سرداب به گچ گرفتند تا بمرد . مدت خلافتش از آن هنگام كه در سامراء با او بيعت كردند تا آنگاه كه از خلافت خلع شد چهار سال و هفت ماه بود . در اين سال شاپور پسر سهل رئيس بيمارستان جنديشاپور ديده از جهان فرو بست . او از فضلاى عصر خود بود و صاحب تصانيف مشهور ، از جمله كتاب اقرابادين است كه در بيمارستانها و دكانهاى داروفروشى در عين اطمينان از آن استفاده مىكنند . اين كتاب را بيست و دو باب است . شاپور پسر سهل در روز دوشنبه نه روز باقى مانده از ذو الحجه بر دين مسيح بمرد . المهتدى باللّه محمد پسر الواثق باللّه شب آخر ماه رجب سال 255 با او بيعت كردند . ولى بيعتش پذيرفته نيامد تا آنگاه كه معتز بيامد و خود را خلع كرد و اقرار كرد كه از عهدهء انجام كارى كه به او محول كردهاند بر نمىآيد و اينك آن را به محمد پسر واثق تسليم مىكند . آنگاه همه از خاص و عام با او بيعت كردند . پس از كشته شدن معتز مادرش امان خواست . امانش دادند . آنگاه از گنجينههاى او از زير زمين 1300000 دينار زر و يك مَكّوك « 518 » زمرد و يك مَكّوك مرواريدهاى درشت و مقدار يك كيلچه « 519 » ياقوت سرخ بيرون آوردند . اين در حالى بود كه پسرش معتز از او مالى خواسته بود تا به تركان دهد و او گفته بود كه دينارى ندارد . از اين رو او را دشنام دادند و گفتند فرزندش را به خاطر پنجاه هزار دينار به كشتن داد و حال آنكه چنين گنجى در نهان داشت .