غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
155
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
و چون بيرون آمد نادانتر از روزى بود كه به مجلس درس رفته بود . عبد الملك گفت : حالا عذرش پذيرفته آمد . سليمان پسر عبد الملك در سال 96 ، در همان روزى كه وليد بن عبد الملك ديده از جهان فروبست با سليمان بن عبد الملك بيعت شد . سليمان برادر وليد بود . گويند كه مردى نيكوكار و فصيح بود . نزد خويشاوندان مادرىاش ، بنى عَبْس ، در باديه پرورش يافت . چون به خلافت نشست داد مظلومان بداد و بىپناهان را پناه داد و زندانيان را از زندان برهانيد . در سال 98 هجرى برابر با 1027 اسكندرى به سردارى برادرش مسلمة بن عبد الملك سپاهى بسيج كرد كه به قسطنطنيه رود . مسلمه برفت و از خليج بگذشت و شهر را در محاصره گرفت . شمار سپاهيانش صد و بيست هزار نفر بود . چون مردم از محاصره به جان آمدند گفتند از بابت هر نفر از مردم شهر يك دينار مىدهند به شرطى كه مسلمه دست از محاصره بردارد . مسلمه سرباز زد و گفت جز به جنگ دست به كارى نخواهد زد . روميان سردار خود لئون را گفتند : اگر مسلمانان را از اينجا دور كنى تو را بر خود پادشاهى خواهيم داد . لئون از آنان پيمان گرفت و نزد مسلمه آمد و براى خود و زن و فرزندش امان خواست و به او وعده داد كه دروازههاى شهر را به روى او بگشايد ولى اين كار صورت نبندد مگر آنكه او از كنار شهر دور شود تا مردم را به دو اعتماد افزون شود . آنگاه در فرصت مناسب حمله كند . مسلمه از قسطنطنيه واپس نشست و در يكى از روستاهاى آن قرار گرفت . لئون به شهر آمد و تاج بر سر نهاد و بر تخت نشست . تئودوسيوس [ سوم ] از پادشاهى كناره جست و پشمينه پوشيد و در يكى از كليساها معتكف شد . بدان هنگام كه مَسْلمه به قسطنطنيه مىآمد ، به سپاهيان خود فرمان داده بود كه هر يك از آنها دو مُدّ طعام بر ترك اسب خود ذخيره كند . چون لئون به شهر رفت و مَسْلَمه از كنار شهر دور شد ، شب هنگام لئون كشتيهايى و مردانى آماده كرد و برفتند و آن طعامها به شهر آوردند و جز اندكى از آن باقى نگذاشتند . و روز ديگر به مسلمه اعلام جنگ كرد . براستى لئون حيلهاى به كار برد كه اگر زنى همچنين كرده بود باز هم در خور نكوهش بود .