غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

122

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

به هزيمت شد و همه يارانش كشته شدند . خسرو لشكرگاه بهرام را تاراج كرد و به كشور خود بازگشت و بر مستقر خويش مقام گرفت . مردم با او بيعت كردند . آنگاه روميان را فراخواند و جوايز فراوان داد و آنان را خوشدل نزد قيصر باز گردانيد ، و هدايا و تحف و اموال بسيار ، چند برابر آنچه از او گرفته بود ، برايش بفرستاد و دارا و ميافارقين را نيز به روم واگذاشت و براى مسيحيان مداين دو كليسا بنا كرد : يكى به نام مريم عذراء و يكى به نام مارسرگيس شهيد . در سال ششم پادشاهى ماوريكوس باران شديدى باريد و شهرهاى بسيارى را با مردم و چارپايان و مواشى در خود غرق كرد . ماوريكوس پس از مصالحه با ايران ارزاق سپاهيان را قطع كرد . سران روم در شهر هر قله جمع شدند و خواستند كه برادر او فطرى را به پادشاهى بردارند . او بگريخت و به قسطنطنيه آمد . ماوريكوس نيز به خالكدون « 400 » گريخت . روميان او را در جامه‌هاى ژنده چونان بينوايان و گدايان يافتند و او را كشتند و يكى از سرداران خود به نام فوكاس « 401 » را بر خود پادشاهى دادند . فوكاس قيصر او هشت سال پادشاهى كرد . « 402 » از خاندان شاهى نبود . چون خبر قتل ماوريكوس به خسرو پسر هرمز رسيد ، پيمان بشكست و به دارا لشكر كشيد ، همچنين آمِد و حلب را فتح كرد . سپس به سوى قنسرين گرديد و به رها بازآمد . در سال هشتم پادشاهى فوكاس هراكليوس « 403 » پسر هراكليوس و نيكيتا « 404 » پسر گرگوريوس « 405 » بر او خروج كردند و آهنگ قتل فوكاس نمودند ، و چنان قرار نهادند كه هر يك از آن دو كه زودتر به قسطنطنيه رسد و قيصر را بكشد پادشاهى از آنِ او باشد . هراكليوس از دريا آمد و نيكيتا از خشكى . قضا را دريا آرام بود و هراكليوس پيش افتاد و به شهر درآمد و فوكاس را بكشت و تاج شاهى بر سر نهاد . هراكليوس [ اول ] قيصر سى و يك سال و پنج ماه پادشاهى كرد . « 406 » در نخستين سال پادشاهىاش هيئتى نزد خسرو پرويز فرستاد تا با او عقد صلح بندد . ولى پادشاه ايران نپذيرفت و لشكر