غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

110

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

درختى بستند و درختها را رها كردند و آن مرد از هم بردريد . در آن زمان در قسطنطنيه تگرگى فرو ريخت چون سنگ و زمين لرزيد و چند جا فرو رفت . شهر نيقيا نيز فرو رفت . هم در اين زمان قومى آشكار شدند كه خود را نمازگزاران مىخواندند . اينان مىگفتند هر كس دوازده سال نماز بخواند و روزه بگيرد آنگاه كوه را بگويد از جاى خويش حركت كن ، كوه حركت كند . يكى از آنان اين مدت را نماز خواند و روزه گرفت . سپس نزد كوه آمد و گفت : « تو را فرمان مىدهم از جاى خود حركت كن » و چون كوه همچنان بر جاى بود از اينكه عبادتش پذيرفته نشده مأيوس شد و به خوردن و آشاميدن و فساد كردن پرداخت . والنتى نيانوس در سال سيزدهم پادشاهىاش دست تطاول به ناموس مردم گشود و زنى زيبا را در حال حيات شوهرش به زنى گرفت و مردان را اجازه داد كه اگر خواهند - بر خلاف آيين مسيح - دو زن اختيار كنند . او در همين سال بمرد . والنس « 365 » قيصر چون والنتى نيانوس چشم از جهان فروبست والنس برادرش به استقلال به حكومت پرداخت و آمادهء جنگ با ايران شد . در آن حال كه مشغول جنگ بود به روستايى در نزديكى آوردگاه وارد شد . جمعى از يارانش نيز با او بودند . دشمنانش خبر يافتند . بيامدند و روستا را در محاصره گرفتند و آتش زدند . والنس و يارانش بسوختند . او پس از برادر دو سال پادشاهى كرد . گراتيانوس « 366 » قيصر او پسر والنتى نيانوس بود . يك سال حكومت كرد . در اين سال شاپور [ دوم ] پادشاه ايران پس از هفتاد سال پادشاهى درگذشت و پس از او برادرش اردشير [ دوم ] به پادشاهى نشست . مدت پادشاهى او چهار سال بود . با گراتيانوس مردى به نام تئودوسيوس در حكومت شركت داشت . اين مرد بت‌پرست بود كه به مسيح ايمان آورد و غسل تعميد يافت . گراتيانوس درگذشت . « 367 »