غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
93
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
نامهاى نوشت كه در آن آمده بود : مبادا ملول و دلتنگ شوى ، زندانى شدن تو به درازا نخواهد كشيد ، مسيح تو را مىرهاند ، نفست را شكيبايى بياموز . پس از اندك مدتى دوميتيانوس قيصر بر سر مسند خود به قتل رسيد . نروا قيصر كوچك او يك سال حكومت كرد . فرمان داد تبعيدشدگان را بازگردانند و يوحناى انجيلى را به شهر افسوس بازگردانيد . مدت تبعيد او شش سال به درازا كشيده بود . نروا به جذام مبتلا شد و در بستانى بيرون شهر رم درگذشت . تريانوس « 273 » قيصر نوزده سال پادشاهى كرد « 274 » . در سال دهم پادشاهىاش به سركوب مسيحيان پرداخت . شمعون پسر قليوفا اسقف اورشليم و يوحنا السليح واگناتيوس « 275 » نورانى اسقف انطاكيه را به شهادت رسانيد . و پيكر اگناتيوس را در نزد شيران افكند تا از هم بدريدندش . پلپنيوس رئيس شرطه چون به سبب كثرت مسيحيان از كشتن آنان عاجز آمد نزد قيصر رفت و گفت اهل اين مذهب به همهء سنن فلاسفه عمل مىكنند جز اينكه بتان را گرامى نمىدارند . قيصر فرمان داد كه در آزار آنان جديت نكنند مگر هنگامى كه زبان به نكوهش خدايان گشايند . در سالهاى آخر سلطنت او يهوديانى كه در جزيرهء قبرس و شام و حبشه بودند عصيان آغاز نهادند . يهوديان مصر هم براى خود پادشاهى برگزيدند به نام لومينوس . قيصر سپاه برانگيخت و به فلسطين آمد . سپاهيان روم ، او و هزاران تن از يهود را در هر جا كه يافتند به قتل رسانيدند . در اين زمان مردى در انطاكيه ظهور كرد به نام سوترنينوس « 276 » . او مىگفت : هفت تن از ملائكه جهان را آفريدهاند و اينكه ، خدا مىگويد : « بياييد انسانى خلق كنيم كه همانند خودمان باشد » مراد آن هفت تن است . و نيز مىگفت : عمل ازدواج و آلت تناسلى مرد و زن ساختهء شيطان است از اين روست كه مردم از نشان دادن آنها شرم مىدارند . همچنين در سيليذيس مردى آشكار شد كه مىگفت : بايد مارها را گرامى داشت زيرا مار بود كه حوّا را به مجامعت راه نمود و اگر او نبود توالد و تناسل در