غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

89

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

پايان آمد . و اين در صورتى است كه شمارش را از آخر سال دهم پادشاهى اردشير دراز دست حساب كنيم و آن سالى است كه نحمياى ساقى به اورشليم آمد و با تقديم قربانيها عهد تازه گردانيد و عزرا كتب وحى را نوشت . در اين سال يعنى سال نوزدهم پادشاهى تيبريوس قيصر ، در روز جمعهء بيست و سوم آذار مسيح بردار شد . فصح يهود روز شنبه بود . مسيح با شاگردانش شب جمعه فصح را خورده بودند زيرا انجام آن وظيفه در وقت خود ممكن نبود ، چون در روز جمعه مصلوب مىشد . صعود در روز پنجشنبهء سوم ايار بود و پنطيكاست « 259 » در روز يكشنبه سيزده شب از ماه ايار [ : مه ] گذشته . در اين روز كاهنان يهود از درون معبد صداى هاتفى را شنيدند كه ندا مىداد : ما آهنگ آن كرديم كه از اينجا برويم . آنان از شنيدن اين صدا بسى بيمناك شدند . از آغاز عالم تا آمدن مسيح ، بنابر رأى توراتى كه در دست يهود است ، چهار هزار و دويست و ده سال است تقريبا . و بنابر رأى تورات سبعينى كه در دست روميان و ساير فرق نصارا ، جز سريانيان ، است پنج هزار و پانصد و هشتاد و شش سال تقريبا . تاريخ نخستين هزار و سيصد و هفتاد و شش سال كمتر از تاريخ دوم است و سبب اين نقصان احبار يهود بوده‌اند زيرا بشارت به ظهور مسيح در تورات و آنچه بر زبان انبيا آمده اين است كه او در آخر الزمان آشكار مىشود . ربانيان پيشين يهود را براى دفع آمدن مسيح حيله‌اى نماند جز آنكه مدت عمر كسانى را كه از عمر آنها به تاريخ عالم پى برده مىشود تغيير دهند . پس ، از عمر آدم تا زمان تولد شيث صد سال كم كردند و آن را در باقى عمر او افزودند . همچنين كردند دربارهء عمرهاى باقى فرزندان آدم تا ابراهيم . مسيحيان مىگفتند مسيح در هزارهء پنجم ظهور مىكند و اين نزديك است به وسط عمر عالم كه مىگويند هفت هزار سال است . يهود مىگفتند ما هنوز به وسط زمان نرسيده‌ايم و زمان ظهور مسيح هنوز نرسيده است . اما تورات سبعينى دلالت دارد كه مسيح در هزارهء ششم ظهور مىكند بنابر اين زمان ظهور او رسيده است .