ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

758

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

با معنى اصطلاحى از آن سبب است كه عيش يا زندگانى انسان جز در پرتو آن بدست نمىآيد و ازينرو كلمهء معاش را از طريق مبالغه در مفهوم جستن روزى به كار برده‌اند . سپس بايد دانست كه بدست آوردن روزى يا بدينسان حاصل مىشود كه آن را از دست ديگران باز مىستانند و با اقتدار و زور بر وفق قانونى كه متداولست آن را بچنگ ميآورند و اين گونه كسب روزى را باج و خراج مينامند ، و يا اينكه روزى را از راه شكار كردن جانوران رمنده بدست ميآورند و حيوانات مزبور را از خشكى يا دريا بدست ميآورند و اين گونه كسب روزى را شكار مينامند . و يا كسب روزى بوسيلهء بهره‌بردارى از حيوانات اهلى است بدانسان كه محصولات آنها را كه مايهء نياز مردم است استخراج ميكنند و مثلا از چارپايان شير و از كرم ابريشم حرير و از زنبور عسل بدست ميآورند يا از گياهان بهره‌بردارى ميكنند و به كار كشت و درختكارى ميپردازند و از ثمرات آنها بهره‌مند ميشوند و كليهء اين گونه اعمال را كشاورزى مينامند . و يا اينكه كسب روزى در پرتو اعمال انسانى است و آن هم به چند صورت انجام مىيابد : يا در مواد معينى تصرفاتى مىكند و آن را صنايع مينامند مانند نويسندگى و نجارى و خياطى و پارچه بافى و پرورش اسب و مانند اينها ، و يا در مواد نامعينى كار ميكنند كه عبارت از كليهء پيشه‌ها و تصرفات انسان است ، يا اينكه كسب بوسيلهء كالاها و آماده كردن آنها براى معاوضه است كه از راه گردش دادن آنها در كشورها يا احتكار آنها و منتظر نوسانهاى بازار شدن انجام مىيابد و اين نوع كسب را بازرگانى مينامند . اينهاست راهها و اقسام گوناگون معاش و مفهوم گفتارى كه محققان ادب و حكمت مانند حريرى و ديگران ياد كرده‌اند ، چه ايشان گفته‌اند معاش عبارت از : امارت و تجارت و فلاحت و صناعت است . اما فرمانروائى شيوه‌اى طبيعى براى معاش نيست و ما نيازمندى نداريم كه بشرح آن بپردازيم چه قسمتى از كيفيات خراجهاى سلطانى و خراج‌ستانان را در فصل دوم ياد كرديم ، ليكن كشاورزى و صنعت و بازرگانى از طرق طبيعى معاش