ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
743
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
و اين همان وضعى است كه براى سلجوقيان روى داد كه پايتخت خود را از بغداد باصفهان انتقال دادند و هم براى عرب پيش از آنان . كه از مداين بكوفه و بصره عدول كردند و براى بنى عباس كه پايتخت خود را از دمشق به بغداد منتقل ساختند و براى مرينيان مغرب كه از مراكش به فاس كوچ كردند . و خلاصه هر دولتى كه پايتخت خود را تغيير دهد به عمران پايتخت نخستين اختلال و ويرانى راه مىيابد . 4 - دولت [ تازه بنياد هر گاه بر دولت پيشين غلبه يابد ] [ 1 ] ناچار بايد دربارهء هواخواهان و پيروان دولت گذشته بينديشد و آنان را بناحيهء ديگرى منتقل كند كه از غائلهء آنان در امان باشد و بيشتر مردم شهر پايتخت پيروان و هواخواهان دولت پيشيناند خواه سپاهيانى كه در آغاز تشكيل دولت بدان شهر وارد شدهاند و خواه اعيان و اشراف شهر ، زيرا غالبا اعيان و بزرگان هر طبقه و هر صنف با دولت آميزش و رابطه داشتهاند بلكه بيشتر آنان در پرتو توجه دولت رشد و نمو كردهاند و ازينرو هوى خواه آن مىباشند و هر چند از لحاظ قدرت لشكرى و عصبيت نتوانند بدان يارى كنند از روى تمايل و محبت و عقيده طرفدار دولت پيشيناند . از سوى ديگر طبيعت و روش دولت تازه بنياد اينست كه كليهء آثار دولت پيشين را محو كند و از اين رو همهء آنان را از شهر پايتخت به خاستگاه اصلى دولت در همان كشور كه در آن قدرت و نفوذ دارد انتقال ميدهد ، برخى از آنان را به صورت تبعيد و حبس و گروهى را بنوع ارجمندى و مهربانى چنان كه مايهء نفرت آنان نشود و بدين وضع آنقدر ادامه مىدهد تا آنكه در شهر پايتخت بجز سوداگران و پيران و بىكارانى از كشاورزان و عياران و عامهء مردم كسى باقى نميماند و جاى آنان را نگهبانان و لشكريان و هواخواهان دولت نوين ميگيرند كه شهر بوجود آنان نيرو مىيابد و هر گاه
--> [ 1 - ) ] قسمت داخل كروشه در چاپهاى مصر و بيروت نيست و عبارت چنين است : « دولت دوم ناچار . . . » الخ .