ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

739

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

و سرو و امثال اينها كه نه ميوه‌هاى خوشمزه دارند و نه سودى از آنها حاصل مىشود از هدفهاى شهرنشينى است ، زيرا تنها منظور از كاشتن آنها در بوستانها زيبائى اشكال آنهاست . و اين گونه درختان را نميكارند مگر پس از رسيدن بمرحلهء تفنن‌جوئى كه از شيوه‌هاى تجمل‌پرستى بشمار ميرود و اين همان مرحله‌ايست كه در آن بيم هلاك و خرابى شهر است و مردم آن نابود شوند ، چنان كه گفتيم . و نظير همين معنى را دربارهء خرزهره هم گفته‌اند ، ولى آن هم از نوع درختان ياد كرده است كه فقط آن را براى رنگين كردن بوستانها ميكارند چه شكوفه‌هاى رنگارنگ سرخ و سفيد دارد و كاشتن چنين درختان و گلهايى از شيوه‌هاى تجمل‌پرستى است . و ديگر از مفاسد شهرنشينى فرو - رفتن در شهوات و لگام گسيختگى در آن است به علت آنكه تجمل‌پرستى شيوع مييابد و در نتيجه تفنن در شهوات شكم از قبيل خوردنيهاى لذيذ [ و آشاميدنيهاى گوارا پديد ميآيد ] [ 1 ] و بدنبال آن تنوع در شهوات فرج بوسيلهء انواع زنان به صورت زنا و لواط پديد ميآيد و اين گونه اعمال بفساد نوع منتهى مىشود [ يا بواسطهء اختلاط انساب چنان كه در زنا روى ميدهد و آن وقت كار به جائى ميكشد كه هر فرد فرزند خود را نميشناسد ، زيرا او غير شرعى و از زناست و از اين رو كه آبهاى آميخته در رحمها سبب مىشود كه پدران فاقد مهر طبيعى نسبت بفرزندان مىگردند و وظايفى را كه نسبت به آنان بر عهده دارند انجام نميدهند و در نتيجه كودكان هلاك ميشوند و اين وضع به انقطاع نوع منجر ميگردد . يا آنكه فساد نوع بىواسطه چيزى روى ميدهد ، چنان كه لواط به خودى خود بعدم نسل گذارى منتهى مىشود و آن در فساد نوع شديدتر است زيرا بدان منجر ميگردد كه نوعى بوجود نميآيد ، ولى زنا بعدم آنچه از آن حاصل مىشود منتهى مىگردد و به همين سبب در مذهب مالك ، رح ، مسئلهء لواط آشكارتر از مذهب ديگران است و نشان ميدهد كه او بمقاصد شريعت بصيرتر بوده و آنها را براى مصالح در نظر ميگرفته است . پس بايد اين نكته را دريافت ] [ 1 ] و در نظر

--> [ 1 - ) ] قسمت‌هاى داخل كروشه از ( پ ) و ( ينى ) است و در چاپهاى مصر و بيروت نيست .