ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1280

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

موشح از لحاظ افاعيل عروضى داراى مصراعهاى مزدوج بود [ 1 ] . و اين گونه اشعار را به زبان محلى شهر خويش نيز ميسرودند و آن را « عروض بلد » ناميدند و نخستين كسى كه اين شيوهء نوين را ابتكار كرد مردى اندلسى معروف به ابن عمير بود كه از اندلس به فاس آمد و در آن شهر اقامت گزيد و آنگاه قطعه‌اى به شيوهء موشح سرود ، ولى در اين قطعه جز در موارد قليلى از قواعد و اصول زبان عرب خارج نشده است [ 2 ] و قطعهء مزبور چنين است : سحرگاهان در كنار جويبار ناله و نوحهء كبوترى مرا بگريه و زارى برانگيخت . دست بامداد پگاه تيرگى همچون مركب را مىزدايد و بر دندانهاى گل گاو چشم « اقحوان » شبنم و باران جريان مىيابد . سحرگاه بسوى بوستان شتافتم و ديدم قطرات باران كنيزكان باغ « گلها » را بگردن‌بندهاى جواهر آسائى آراسته است جويبارهايى كه بوسيلهء دولاب باغبان روان شده آنچنان است كه گوئى در گرداگرد درختان ميوه مارهائى حلقه زده‌اند . ساق شاخه‌ها به خلخالهائى آراسته شده بود و همهء اين شاخه‌ها باغ را همچون دستبندى احاطه كرده بودند . دست باران هنگام پگاه گريبان شكوفه‌ها را دريده بود و باد بوى خوش مشك از شكوفه‌ها بهر سوى ميپراكند . عاج « سپيدى » روز برنگ مشكين ابر درآميخته شده بود و نسيم دامنكشان بر شكوفه‌ها ميگذشت و بوى خوش مشك را در فضا ميپراكند . ديدم بال و پر كبوتر در ميان برگهاى شاخهء درخت از قطرات شبنم تر شده است و مانند عاشق دل از دست دادهء غريبى ناله و زارى آغاز كرده است .

--> [ 1 - ) ] يعنى از لحاظ قافيه مصراع اول هر بيت با مصراع اول بيت بعد از آن و مصراع دوم بيت اول با مصراع دوم پس از آن داراى يك قافيه است مانند اين شعر سعدى در گلستان : اول ارديبهشت ماه جلالى . . . و شعر « افكار پريشان » از مرحوم ملك الشعراى بهار كه براى نمونه يك بند آن نقل مىشود : از بر اين كرهء پست و حقير * زير اين قبهء ميناى بلند نيست خرسند كس از خرد و كبير * من چرا بيهده باشم خرسند [ 2 - ) ] دسلان مينويسد : در اين قطعه شاعر تمام افكار و مضامين را از شاعران ايرانى و غير عرب گرفته است .