ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1267

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

او از من دور مىباشد . ماهى است كه از برآمدن او در مغرب تيره‌بختى شيفتگانش پديد آمده است در حالى كه آن ماه خود نيك بخت است . در عشق او نيكوكار و گناهكار ميان وعد و وعيد يكسانند . با نگاه افسونگرانه و لبان شيرين خود همچون نفس در جان جاى ميگيرد و آن را جولانگاه خود ميسازد . تير « نگاه » را راست و نامگذارى كرد [ 1 ] « بنام هر كه بخواهد او را شكار كند » و دل مرا هدف ساخت و همچون صيادى آن را بغارت برد . اگر ستم پيشه است و اميد از دست برفت و دل دلداده‌اش از شوق ميگدازد با اين همه او نخستين محبوب جان است . و در عشق نميتوان براى دلآرام گناهى قائل شد . فرمان او در همهء سينه‌ها و دلهائى كه آنها را ناتوان و رنجور ساخته است كارگر و نافذ است و آن را بجان مىپذيرند . نگاه او « براى رسيدگى » بقضاوت پرداخت ، ولى از روى هوى و هوس داورى كرد و جانب دلهاى ناتوان را در نظر نگرفت . در دادخواهى ستمديده را بجاى ستمگر مىگيرد و نيكوكار و بدكار را يكسان كيفر مىدهد . دريغا بر دل من ! كه هر گاه باد صبا ميوزد ، اندوه نوينى از شوق دلداده بدان باز مىآورد : در لوح براى دل من گفتار او نوشته شده است : « عذاب من هر آينه سخت است » [ 2 ] .

--> [ 1 - ) ] ن . ل : تير نگاه را راست كرد و در جاى كشت و هدف اول من بود . . [ 2 - ) ] إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ 14 : 7 س : ابراهيم . آ : 7