ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1260
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
سروده بودم اين چند بيت را انشاد كردم : سرمهء تاريكى از ديدهء سپيده دم ، هنگام بامداد ناپديد مىشود . و ساق ( كناره ) جويبار به حلههاى سبز آراسته شده است كه از وادىها برخاستهاند . ابن زهر برخاست و گفت : تو اين شعر را سرودهاى ؟ گفتم آزمايش كن . گفت : تو كيستى ؟ من خود را معرفى كردم . آنگاه گفت : بمقام برتر آى . به خدا ترا نشناختم . ابن سعيد گويد : ابو بكر ابن زهر سرآمد شاعرانى است كه من ملاقات كردهام ، موشحات او در شرق و غرب انتشار يافته است . و نيز گويد : « ابن سعيد » از ابو الحسن سهل بن مالك شنيدم كه ميگفت : به ابن زهر گفتند : اگر از تو - بپرسند ، بديعترين شعرى را كه از نوع موشحات سرودهاى كدام است چه پاسخ ميدهى ؟ گفت اين ابيات را ميخوانم : چرا اين شيداى عشق ، از سر مستى به هوش نمىآيد ؟ اوه ! چه اندازه او مست است ! ( بىآنكه باده بنوشد . چرا غمزدهاى كه شيفتهء ديار خويش است اين همه براى وطن بانگ و زارى مىكند ؟ ) [ 1 ] . آيا روزها و شبهاى « خوشى » را كه نزديك خليج گذراندهايم بما باز ميگردد ؟ و آيا [ 2 ] از نسيم خوشبوى ، مشك دارين [ 3 ] برخوردار ميشويم ؟ و آنگاه كه [ 4 ] جايگاه زيبا و شادى بخشى بما جان تازهاى ببخشد . و جويبارى كه درخت خرم و پر شاخ و برگى بر آن سايه افكن [ 5 ] باشد و آب در حالى كه روان است بر روى آن سبزهها و انواع رياحين شناور و غريق باشد .
--> [ 1 - ) ] اين شعر در چاپ پاريس نيست و در نسخهء خطى « ينى جامع » جاى آن سفيد است . [ 2 - ) ] در چاپ پاريس بجاى « او نستفاد » « اذ يستفاد » است . [ 3 - ) ] دارين بندرى است در بحرين كه بدان مشك از هند وارد ميكنند ( از اقرب الموارد ) . [ 4 - ) ] در چاپ پاريس بجاى : واد ، و اذ . آمده است كه صحيحتر به نظر مىرسد . [ 5 - ) ] « اظله » در چاپ پاريس را بر « ظله » در چاپهاى مصر و بيروت ترجيح دادم .