ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1240

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

مردمى را كه شيفتهء اين فنون‌اند مورد تمسخر قرار ميدهند و اين شيوه را عجز از ديگر مبانى سخن و بلاغت ميشمرند . و شنيدم شيخ ما ابو البركات بلفيقى ، كه در زبان عرب بصير بود و در ذوق سخن قريحهء نيكى داشت ، ميگفت : « و لذت بخش‌ترين انديشه‌هائى را كه با خود مىانديشم اين است كه روزى ببينم آنكه در فنون بديع ممارست مىكند و محسنات آن را در نظم و نثر خود به كار ميبرد بشديدترين عقوبت دچار شود و مردم با فرياد ، زشتىهاى او را اعلام كنند و اين امر بمنزلهء ابلاغى باشد كه شاگردانش را از اين صنعت باز دارد تا با تكلف بدان نگرايند و بلاغت را از ياد نبرند » . ديگر از شرايط به كار بردن محسنات بديع تقليل دادن آنهاست بدانسان كه در دو يا سه شعر از قصيده‌اى اين صنايع را به كار برند و براى زيور دادن و آرايش يك قصيده به همين اندازه اكتفا كنند . و ابن رشيق و ديگران گفته‌اند : آوردن صنايع بسيار ، از عيوب سخن بشمار مىرود . و شيخ ابو القاسم شريف سبتى كه در روزگار حيات خويش مروج زبان عرب در اندلس بود ميگفت : هر گاه شاعر يا نويسنده فنون بديع به كار ميبرد بسيار زشت است كه در فزونى آنها بكوشد ، زيرا اين صنايع - همچون خال بر چهرهء زيبا - رويان است كه يك يا دو خال مايهء زيبائى و افزون بر آن سبب زشتى است . و به نسبت سخن منظوم سخن منثور نيز در روزگار جاهليت و اسلام نخست ساده بود و ميان جمله‌هاى آن نوعى موازنه را معتبر ميشمردند و فواصلى كه در ميان تركيبات آنها هست و بىتكلف سجع و عدم اعتنا به هيچ صنعتى جمله‌ها را آورده‌اند ، خود گواه اين نوع موازنه ميان جمله‌هاست . تا آنكه ابراهيم بن هلال صابى كاتب خاندان بويه با نبوغ خاصى در فن شعر پديد آمد و آنگاه در نثر صنعت و قافيه آوردن « سجع » را به كار برد و در اين باره شگفتيها از خود نشان داد و مردم شيفتگى